پارت بیست و هفتم :
تاریکیِ تونل مثل قیر به تنم میچسبید، اما ذهنِ من، تیزتر از هر زمانِ دیگری، در حال نقشهکشی بود. آراز گفته بود «نترس»، و من نمیترسیدم؛ من نگران بودم. نگرانِ مردی که حالا تنها ایستاده بود تا تاوانِ کنجکاویِ مرا بدهد. میدانستم آراز مردِ احتمالات است؛ حتماً فکری برای دوربینهای مداربستهی راهرو کرده بود، یک اختلالِ چند ثانیهای یا یک حلقهی تکراری که برنگشتن مرا از اتاق شاهان نشا
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نگین رمان فن
5کاش نویسنده کامنتامونو ببینه پارت گذاری رو سریع تر کنه؟
۲ ماه پیشنگین
5اره واقعا همش چشم انتظارم کاش به ترتیب باشه #تقاضای_پارت_رازمیراث
۲ ماه پیشنگین رمان فن
2#تقاضای_پارت_راز_میراث. نویسنده جان مخاطبای این رمان به شدت به پارت نیاز دارن. لطفا اگه میشه پارت گذاری به ترتیب باشه که از جذابیت رمان کم نشه. راز میراث واقعا فوقولادست عالی هستید
۲ ماه پیشنگین رمان فن
5#تقاضای_پارت_بیشتر_راز_میراث با تشکر از نویسنده ی محترم، اینجانب نگین رمان فن با توجه به شدت خماری فراوان این داستان و جذابیت و کشش قلم نویسنده و همچین کراش بودن بسیاری از کاراکتر ها(شاهان و...) از جانب از طرفداران این اثر در خواست افزایش سرعت پارت گذاری را از تاج سر دنیای رمان خانم لرکی دارم
۲ ماه پیشنگین
3آخه الان کمک نمیکرد نمیشد چرا دنبال دردسری 😂 شاهانه مشکوکه آراز مشکوکه چرا همشون مشکوکن
۳ ماه پیشنرگس
3آنقدر ک همشون مشکوکن میترسم همه بد باشن آخرسر ابراهیم آتیشی خوب دربیاد 😅
۳ ماه پیشنگین
2بخدااا😂 یهو میبینی شبانه خودش همه کارس
۳ ماه پیشنرگس
2😂👍بعید نیست
۳ ماه پیشViona
1چون داستان معماییی همینش حال میدههه
۲ ماه پیشویونا
0الانه که شبانه یه کار احمقانه کنه
۳ ماه پیشنرگس
0صبح مگه شده بود شبانه رفت تو تونل وقتی شاهان رفت بیرون الان چرا میگه این وقت شب
۳ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
شب بود دیگه بعد شام بود
۳ ماه پیشنرگس
0عه من فک کردم تو اتاق هفتم خوابید تا صبح
۳ ماه پیشپرنیا
1بیا الان فک میکنه اومدی دلبری ،خدا خفت کنه با این نقشه هات😂
۳ ماه پیشنگین رمان فن
2این شبانه هم از چاله در میاد میفته تو چاه. تازه خدا میدونه از الان به بعد شاهان قرار چه بلایی سرش بیاره، خدا رو چه دیدی شاید اصلا شاهان عاشق شبانه شد فقط امیدوارم مثل مهراد سایکوپث نباشه که اونوقت بیچاره شبانه ی بدبخت راستی من منتظر بودم این پارت از ریحان باشه دلم براش تنگ شده بود دختره بیچاره
۳ ماه پیشراز
0اهههه شاهان خیالات برش داشته فک کرده خبریه
۳ ماه پیشنرگس
1اووح ینی کلا شاهان از کمده خبر نداشت پس بیاید دیگ شک نکنیم به آراز 😂
۳ ماه پیشنرگس
0شبانه چرا اراجیف میگی🤣 *** اخه
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نگین رمان فن
5لطفا به جهت همکاری و نشون دادن حمایت خودتون از این کاراز بین المللی در بین مخاطبان پرشور دنیای رمان هشتک بنده رو بین المللی کنید. (والا منکه دیگه توانای ندارم موهای سرم سفید شدن اینقد تو خماری موندم حس رها تو داتورا رو دارم وقتی تو تیمارستان دستش به قرصا نمیرسید) درود بر شما