پارت صد و سی و پنجم :

نگار قدمی از قدم برنداشته بود که با صدای نوید چشم‌هایش را با حرص بست. نوید نگران حال پایدار بود، جدا از دلخوری‌هایی که پیش آمده بود! نوید برای پگاهی که ته چهره‌ی عشق‌اش را داشت نگران شد و ترسید! اگر بلایی سر پگاه می‌آمد پایدار دیگر آن آدم سابق نمی‌شد. حال بد پایدار را به یاد آورد و گفت:
- قرار امروز و کنسل میکنم و میرم دنبال پایدار! اون یک... .
با پیچیدن صدای نگار، کلامش به نیمه ماند.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!