لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت ششم :
سکوت ترسناکی فضای خانه را فرا گرفته بود!
سوپم نمک نداشت اما جرات نمی کردم دست سمت وسط میز دراز کنم و نمکدان را بردارم فقط مانند کسی که مقصر است و انگار گناهی کرده سر بزیر و مسکوت قاشق قاشق سوپ شیر را روانه ی حلقم می کردم!
سهیل روبرویم نش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

نسیم
2اوخی الهی چه داداش خوبی داره لاوین 🙂🙂 اون اریا باید تقاص کارشو پس بده😡😡