پارت صد و ششم :

راهروهای تاریک عمارت در آن ساعتِ پیش از سپیده، سرد و وهم‌انگیز بود، اما در سینه‌ی من کوره‌ای روشن بود که از امید و عشق زبانه می‌کشید.

قدم‌هایم را تندتر کردم. با هر قدم، تصویر چشمان هومان در ذهنم جان می‌گرفت؛ همان چشم‌هایی که در این برزخِ تنهایی، تنها پناهگاه من بود.

عشقِ او مثل طنابی نامرئی بود که مرا به زندگی وصل می‌کرد. در خیالم، هومان قهرمانی بود که وقتی پرده از چهرÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Helia

    0

    می دونستم یه ترسو بزدلع

    ۳ ماه پیش
  • سیتا

    0

    اوفیییییش خوبت اومد

    ۴ ماه پیش
  • PARNIA

    0

    از اولشم حس خوبی به هومان نداشتم.. رخساره برو پیش نریماننننن

    ۵ ماه پیش
  • باران

    0

    گفتم که پیش هومان نرواون ادم مامانش هست، مگه نریمان به تونگفت ماباهم یک تیم هستیم بایدهرچی میشه به اوبگی رخساره خنگ😵

    ۵ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    معلوم بود از هومان ابی گرم نمیشه... لعنتی تنها کاری که تونست انجام بده این بود که باخشم دست بکشه فرق سرش🤦🤦🤦🤦

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    من ازرخساره بیشتر ناراحت شدم🤣😭

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    تنها گزینه خود نریمانه...

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    من هومان و دوست داشتم،دوست دارم و دوست خواهم داشت ولی نمیدونم چرا یه حسی میگفت که هومان کمکش میکنه ولی در مقابل قمرالملوک وای نمیایسته

    ۵ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    شیطونه میگه بله رو به نریمان بده تا حالش جا بیاد

    ۵ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    فقط فرداد بخدا که فقط اون میتونه کمکت کنه ،دیگه چند بار خودشو بهت ثابت کنه آخه

    ۵ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    😑😑هومان بچه ننه ،بخدا جوری که این برخورد کرد واسه کار اداری آدم بیشتر جوش میزنه

    ۵ ماه پیش
  • Negar

    1

    من از همون پارت اول گفتم هومان فایده نداره. فرداد بدبخت داره خودشو واسه رخساره میکشه باز این میره سراغ هومان ترسو

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️