گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت هفتاد و نهم :
زیپ کاپشنش را تا زیر گلو بالا کشید و در را نیمهباز رها کرد. چند قدم جلوتر رفت و پشت نردههای چوبی ایستاد؛ انگشتهایش روی چوب سرد نشست، زبری کهنهی آن زیر پوستش حس شد. ویپ آبی را بالا آورد، نفس عمیقی کشید. طعم ترشِ زغالاخته در دهانش پخش شد و دودِ غلیظ را آهسته بیرون داد؛ دود در هوای سرد پیچید و پیش از آنکه شکل بگیرد در مه ناپدید شد.
دشتِ سوباتان زیر نور کمرنگِ ماه خوابیده بود؛ جیرج
مطالعهی این پارت حدودا ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
جوون، عشقی 🤍
۳ ماه پیشترنم
0خیلی حس بدیه خیلییییی وقتی کنارشه مسیح بهش محبت میکنه و کلی حرف های قشنگ میزنه ولی آخرش به این فکر می کرد این کارارو برا ترنگم کرده من خودم براش ناراحتم💔
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
:))))) واقعا حنا عشق بدیو داره تجربه میکنه... نارس نارس..
۳ ماه پیشترنم
0شاهین جان عزیزم فضولی؟یادش نیار دیگه بزار خوش باشه و زندگیشو بکنه
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
شاهرخ کم عقل...
۳ ماه پیشترنم
0یعنی شانس نداره این حنا اون از حرفایی که شنید و اینم از حریر مث ی مزاحم پرید وسط لحظه عاشقانه
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
فاقد آرامش روان
۳ ماه پیشترنم
0واااای فقط اون بوسه ش..چقد این پسر جنتلمن و جذابه😭😭
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🫠🫠🫠 خیلی دوستشون دارم....
۳ ماه پیشآوا
0اگه موردی نیست منم مدل مسیح، رمانت، قلمت و خودت..... رو میبوسم🙊
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
جوووووووون، عشق منی شما
۳ ماه پیشآوا
0کل پارت یه طرف، بوسیدنش یه طرف😫😫😫
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
:))))))))) بوسی بوسی
۳ ماه پیشآوا
0مور مور شدم 😭😭
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
کار دیگت نشد؟
۳ ماه پیشآوا
0مسیح قربونش برم چقدر با احساسی تو مرد😭😭😭😭😭😭
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🗿😂 اولین باره یکی قربون مسیح میسه
۳ ماه پیشآوا
0حریررر مزاحم همیشگیییی
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
حریر در بی درمان!
۳ ماه پیشآوا
0خوشبحال حنا واقعا. خیلی خوشحالم و اصلا حسودیم نمیشه.
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
حسودی؟ ما؟ استغفرلله
۳ ماه پیشزهرا
0عاشق عاشقانه های مسیح و حنام لطفاً از این صحنه ها بیشتر باشه ممنون میشم نویسنده جونم🌷🌱🙏😂
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
چششم حتماااا 🥰🥰🥰🤍
۳ ماه پیشMaria
0خیلی دوستش داشتم پارت بلندی بود چسبید بهم ممنونم 👏🏽 لطفا شخصیت حریر حذف بشه خیلی روی اعصابه ☺️☺️☺️☺️
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😁😁 حریر نمک داستانه، ممنونم ازتون
۳ ماه پیشSogand
0منم ویپ میکشم ولی واسه من طعمش توت فرنگیه باید این دفعه جویسمو مثل پولاد بگیرم ببینم سلیقش چجوریه 😂
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😂😂💔
۳ ماه پیشSogand
0چقدر هات بود آخرش 😋😋 میشه یکم بیشتر اینجوری باشه؟ وای عاشق اینجور صحنهاممممممممم توروخدا بیشتر از ماچ و بوس بنویس و صحنهاشو بیشتر کنن 😁😁
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
میبینم که خوشتون اومده هااا چشمم روشن 😂😂😂😂💔
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
1دستت طلا نویسنده خوش قلمم مثل میشه خفن و جذاب😍💙