پارت چهل و چهارم :

از زبان لیرا
راستش وقتی ساروس اولش پیشنهاد داد بریم بیرون تا قلمرو گله رو ببینیم، حسابی استرس داشتم. قبل از اینکه فرار کنم، هیچ‌وقت اجازه نداشتم برم بیرون، ولی همیشه به کسایی که راحت هر جا می‌خواستن می‌رفتن حسودیم می‌شد.

الان روی یه پتو وسط یه دشت پر از گل‌های وحشی نشسته بودیم و ساروس داشت بهم اصرار می‌کرد بیشتر غذا بخورم. انگار همون موقع که داشتم آماده می‌شدم، زنگ زده بو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مارال

    0

    عالی ممنونم نویسنده عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • ندا

    1

    ممنون از زحماتتون بااین وضعیت ایتنرت فزصت خوندن این رمان جذاب و بهمون دادین و اینکه هر فصل از دیگری جذابتررو بهتر میشه آدم و کنجکاو برای انتظار سپاس

    ۳ ماه پیش
کپی شد!