پارت پانزده :

بعد از اینکه به جاسپر کامل گفتم باید چیکار کنه و اگر بر خلاف کاری که گفتم حرکتی بزنه باید قید بچه‌شو بزنه، از سلول بیرون اومدم و در رو قفل کردم.
آرس همون‌طور که تکیه‌ش رو از دیوار می‌گرفت پرسید:
- ولش نمی‌کنی؟
ابروهامو بالا انداختم و گفتم:
- نه، فعلا یکم اینجا بمونه... .
بلندتر و منظوردار گفتم:
- به کارای بدش فکر کنه!
اون عوضی این جمله رو بهم گفته بود. وقتی فقط دوازده

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کاتالینا در رمان فرار آزادی کاتالینا
تصویر شخصیت آر‌ِس در رمان فرار آزادی آر‌ِس
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • جنگل

    0

    فععک کنم ارس عاشق کاتالینا شده؟

    ۱ هفته پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤷🏻‍♀️

    ۱ هفته پیش
  • ترنم

    0

    دلم برا این دو تا خیلی تنگ بودااا کاش همگی با هم باشن و همکاری کنن

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🫠🥲

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واااای آرس کم کم عاشقش میشه من برم ذوق کنمممم

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    حالا می‌خوای انقدر زود ذوق نکن🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • آرزو

    0

    عالیییییییی

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    💙💙💙

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    1

    مرسی بابت پارت هایی هدیه اتون

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    قربونت برممم

    ۳ ماه پیش
  • Rosa

    1

    هیجانش شروع شد به بهههه

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😁🥹

    ۳ ماه پیش
  • ریحون

    1

    خستهه نباشییی، عالیهههه

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    قربونتتتتتت

    ۳ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    ارس داره عاشقش میشه گمونم🤦🤦🤦🤦🤦

    ۴ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    فعععععک نکنم🤣

    ۴ ماه پیش
  • پری

    2

    عالی بود عزیزم🩷🫴🏼

    ۴ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤩❤️

    ۴ ماه پیش
  • Ayriana

    1

    وای کم کم موضوع داره عشقولانه ای که نههه ولی خب یه کوچولو اندازه سر مورچه اکلیلی میشه😔

    ۴ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    حالا حالاها قرار نیست عشقولانه بشه، فعلا بمونید تو خماری😔

    ۴ ماه پیش
  • دلی

    2

    چقد تو یزیدی آخه بشرررر😭😭😂

    ۴ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😔

    ۴ ماه پیش
  • دلی

    1

    عهههه فداتبشمممم ناراحت نشوووو

    ۴ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😔🤣

    ۴ ماه پیش
  • tannaz

    1

    عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی تا بینهایت من از همین الان تپش قلب گرفتم 🥲🤧🤧🤧🤧

    ۴ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    عزیزمممم🥹🫶🏻

    ۴ ماه پیش
  • Biti

    1

    خدا نکنه جیگرمممممم🥹🎀

    ۴ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🫶🏻

    ۴ ماه پیش
  • نیاز

    1

    عالی عالی عالی بود

    ۴ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    💋🩷

    ۴ ماه پیش
  • Fallen star

    2

    چقدر خوشم میاد این دختر انقدر شجاعه،چرا باید اصلا از یک پسر بترسه تا داستان عاشقانه ای با اون داشته باشه؟عشق با ترس نمیاد از نظرم،تنش بین این دوتا به مراتب خیلی بهتر از اون حالته

    ۴ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🥹🫶🏻

    ۴ ماه پیش
  • زینب

    1

    عالی بود منتظر پارت هدیه ایم 💖🫶

    ۴ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    فردااا😁🫶🏻

    ۴ ماه پیش
کپی شد!