پارت چهارده :

سیاوش با اشاره‌ی چشم به ماهرخ فهموند که ماشین‌و بکشه عقب.
حقیقتاً خودمم بغض داشتم از اینکه با سیاوش اونطوری حرف زدم. شاید اگه قرار بر اعتراف می‌شد؛ باید اعتراف می‌کردم که: سیاوش باهمه فرق داشت برای من.
اما تقصیر من نبود.
اونم با من ضد افتاد و طرفداری مامان رو کرد.
بغضم‌و قورت دادم و دستم‌و دور فرمون حلقه کردم و خواستم هرچه زودتر از اون محل دور بشم که صدای سیاوش با فریاد ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
آخرین نظرات ارسال شده
  • یه بنده خدا

    0

    یک: چه خوبه که سیاوشو تو زندگیش داره و اینکه یه سیاوش تو زندگی همه مون کمه خدایی. دو: منی که میدونم نمرده و تو پارتای بعد هم قراره ثابت بشه حرفم😂اگه میمرد که تو همون ب ی بسم الله تموم میشد رمان🤣😂

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره واقعاً کاش همه‌مون یه سیاوش تو زندگی داشتیم🫠

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    زرنگ کی بودی تو؟😁😂

    ۲ هفته پیش
  • یه بنده خدا

    0

    حییحیی ما اینیم دیگه😁🤣🤣

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ❤️😂

    ۲ هفته پیش
  • معصومه

    0

    بیا همینو میخواستی آشوب خانم؟😒

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بچه‌م مرد😕

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    وایی من میگم این سیاوش خیلی باحاله بفرما آشتی کردن باهام وایی نه آشوب داره میمیره من دارم درمورد آشتی کردنش با سیاوش میگم نه آشوب تحمل کن عزیزم پارت فوق العاده بود حدیث خوشگل خودم💙💙

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره آشتی کردن😁نمی‌تونن نکنن

    ۳ ماه پیش
  • برفین

    0

    من که میدونم میخوای نا خواننده ها رو دیوونه کنی ولی مدرک ندارم نمتونم ثابت کنم ولی واقعا اسم اشوب خیلی خاصه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چراااا😂

    ۳ ماه پیش
  • فیوزپفیوز

    0

    من که میدونم نمیگیره ولی بازم نگرانش شدمممممم😭

    ۴ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چیزیش نمی‌شه (ای کاش چیزیش می‌شد)

    ۴ ماه پیش
  • نسترن

    0

    آخی آشوب بیچاره

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بیچاره؟😂آشوب تنها کلمه‌ای که بهش نمیاد "بیچاره‌ست"

    ۵ ماه پیش
  • نسترن

    0

    اره همینو بگو این بیچاره چی بود من نوشتم 😂

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    تکرار نشه😁

    ۵ ماه پیش
  • افسون

    0

    آخی آشوب جون بعضی وقتا میدونی خدا سر گردنه بگیری خوب گیرت میندازه همیشه منتظر مرگ و راحت شدنی میزاره میزاره وقتی دلت نمیخواد بری اونوقت حالت و میگیره روزگار و چنین تلخ و سخت میکنه که که😉بله الان یادت میاد زندگی باارزش برات اما فرصتی نیست چه زود دیر می شود گاهی

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چه حرف قشنگی👌🏻👏🏻

    ۵ ماه پیش
  • دیانا

    0

    چقدر خوبه که وای می ایستم تا چندتا پارت بیاد و یه دفعه باهم بخونم. وگرنه مثل کتونی سفید، تو اینم موهام سفید میشد. خوب میدونی کفحا تموم کنی ها حدیث جونم😉❤️

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عزیزمی🧡

    ۵ ماه پیش
  • Sara

    0

    حدیث قشنگم خواهش میکنم واسمون پارت جدیدبزارررر🥲

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ارسال شد دیگه دیشب. خوندی؟🫠

    ۵ ماه پیش
  • Sara

    0

    فداتشم اره خوندم کامنتم گذاشتممم

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    جیگر❤️

    ۵ ماه پیش
  • Sara

    0

    فداتم فرمانده🌱🫡

    ۵ ماه پیش
  • نیلو

    0

    یعنی چی شد؟🫢آشوب بیچاره

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خوندی پارت بعدی رو؟

    ۵ ماه پیش
  • نیلو

    0

    بله بله😉🫠😢💔

    ۵ ماه پیش
  • سارا

    1

    دیوونس وقتی مشکل دارع لجبازی میکنه البته شخصیت اصلیه این از این کارا نکنه کی بکنه

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بعضی وقتا ممکنه دنبال هرراهی بگردی برای پایان دادن به زندگی :)

    ۵ ماه پیش
  • فن پگاه و پوریا

    1

    اخ آشوب قشنگم حق تو این نبوددددد😭 آشوب از همون اول بیماری قلبی داشته یا در اثر حادثه ای اینجوری شده ؟

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    از اولش عزیزم

    ۵ ماه پیش
  • Saina

    0

    🥺🥺🥺چقد مظلومه آشوب مرسی که دو پارت گذاشتی 🥲❤️

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    سه پارت 🥹😂

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    عزیزم پارت عالی امیدوارم بزودی آشوب عزیز هم حالش خوب بشه 🩷🧡💛

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ♥️

    ۵ ماه پیش
  • محرابی

    0

    ممنونم عالی مثل همیشه. ای بابا بیهوش شد باز خداکنه زودترعمل بشه خوب بشه بچه انقدر درد میکشه

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عمل که می‌شه. بعد از عملش مصیبته...

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️