پارت بیست :
- با همین مهیاس که ازش حرف میزنید صحبت کن، ببین میتونه داداششو راضی کنه چند جلسه باهاش صحبت کنم.
ترس از تکرار گذشته باعث شد مردد باشم. سرم را تأییدوار تکان دادم.
- باشه، من فقط در همین حد بهش میگم. زیاد اصرار نمیکنم.
با صدای مامان که از هلیا برای چیدن میز شام کمک میخواست، نشد که صحبتمان را ادامه دهیم. همهمهی مهمانی و بگوبخندهای وقت شام، دقایقی قبل از ساعت دوازده نیمه
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
ممنونم ماهرخ عزیزم. خوشحالم همراهم هستین و مرسی از انرژیتون❤🥰
۳ ماه پیشزهرا
0قلمت مانا عزیزم خیلی زیباست مرحبا واقفا ادم از خنودنش سیر نمیشه اصلا کسل کننده نیست دوست داره بیشتر ادامشو بخونه
۳ ماه پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
ممنون زهراجانم... خیلی خوشحالم دوسش دارین رمانو و به دلتون نشسته. همراهیتون باعث افتخاره😍🙏🏻🥰❤
۳ ماه پیشزهره
0الان مه یاس از اشپزی دیار تعجب میکنه
۳ ماه پیشزهرا
0عزیزم ایشالا بهار به عشق به کمک عموش برسه گناه داره البته دیارام کفت ببین ارزش داره یا نه
۳ ماه پیشزهره
0مه یاس با بقیه دخترا فرق داره دیار خان
۳ ماه پیشزهره
0گذشته دیار چی بوده که انقدر هربار فکر میکنه بهم میرزه
۳ ماه پیشریحانه
0ایش انقد بدم میاد همه رو بایه چوب میزنن درسته نباید زود اعتماد کرد ولی بی اعتقادی زودهنگام هم بده یعنی چی مه یاس و با شعله یکی میدونه ایش،ولی از اینکه به پدر و مادرش اهمیت میده خوشم اومد آفرین اگه درمورد مه یاس هم تجدید نظر کنه پسر خوبی میشه،
۳ ماه پیشمیم
1و هم اکنون دیار سرآشپز می شود،امیدوارم از پسش بربیاد با این اعتماد به سقفش 🤭
۳ ماه پیشمهلا
1خب دیار عاشق آشپزیه دیگه قبلا هم آشپزی کرده بود، تو پارتای اول رمان تو رستوران آشپزی میکرد. بار اولش نیست
۳ ماه پیشمیم
1قبلا یه چیزی درست می کرد برای خودش و مادرش،این دفعه فرق می کنه،سر آشپز شده
۳ ماه پیشمهلا
1بسیار عالی و پر از احساس مثل همیشه خداقوت عزیزم😍😍❤️❤️
۳ ماه پیشمهلا
1چقدر قشنگ احساسات دیار نوشته شده بود قشنگ حس گرفتم و درکش کردم
۳ ماه پیشمهلا
2تو گذشته هر اتفاقی که افتاده بدجوری روی دیار تاثیر گذاشته و اذیتش میکنه🥺
۳ ماه پیشمهلا
1خیلی کنجکاو گذشته ام... یعنی توی گذشته چیشده که اینقدر دیار رو اذیت میکنه؟
۳ ماه پیشمهلا
1پارت هدیه، مرسییییی خیلی خوشحال شدم🥰🥰😍😍
۳ ماه پیشمیم
2همین مونده مه یاس به یاسین اینو بگه،یه فصل دیگه کتک رو شاخشه،به حرف عطا هم گوش نمی ده،فکر کنم به مادرش بگه با یاسین صحبت کنه 🤔🙏🏻
۳ ماه پیشمیم
1ای لعنت به شعله وامثالش که دیگرانو بازیچه خودشون می کنن آدم دیگه نمی دونه چیو باور کنه،به کی کمک کنه 😠😠😠
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ماهرخ
0خداقوت عزیزم قلمت بسیار زیباست