وارثان تیامات به قلم فاطمه غفوری
پارت چهل و دوم :
***
سی و یک
این چهارمین باریست که لوکا از قصد بخاطر این مسخره بازیهای هری کار را لفت میدهد و مجبوریم به اداره برگردیم و شخصاً مجبورش کنیم که کار را تحویل دهد.
از دانشگاه تا اداره به سختی جلوی خودم را گرفته بودم که موهای فِرَش را دانهدانه نسوزانم و عینک گرد هری پاتریاش را روی چشمان سبزش خرد نکنم اما سر انجام زمانی که در پارکینگ توقف کردیم حسی مانند شیطانی فریبکار کنار گوشÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه غفوری | نویسنده رمان
مارتا معلوم نیست اما هنوز احتمال میدن که زنده باشه، با توجه به قتل های قبلی:) منظورت ویس بازجوییه؟ آره اون بازجویی جنی و همسر مارتا بود😄
۵ ماه پیشآذر(وکیلمدافعدوک)
0آره فاطمهههههههه این. یکی واقعا گیج کننده س
۵ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
ماجرای جنی؟🤭
۵ ماه پیشاکرم بانو
0منم همین طور... فک میکردم مرده... پس زنده است؟
۵ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
اونا احتمال میدن هنوز زنده باشه، اگه یادتون باشه موردای قبلی مثلا اگه پنجم ماه قبل دزدیده میشدن پنجم ماه بعد جسدشون پیدا میشد، هنوز روی که مارتا رو دزدیدن نرسیده برای همونم احتمال میدن با توجه به قبلیا هنوز زنده باشه:)
۵ ماه پیشآذر(وکیلمدافعدوک)
0اَهههه چرا برنامه هنگ میکنه؟ولش... من یه دوست مث هری موخوام🥲 نزنید اینقدر بچه مو! واااای فکر کن دوک عاشق الا بشه، برایان غیرتی بشه باه باه✨️ 💕
۵ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
هنگ می کنه؟! منم😭 یه رفیق که کتک خورش ملس باشه😭😂 واوووو اونجاست که دیگه جالب میشه👀✨️
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

rey☆♡
0الان مارتا زندست هنوز؟ و جنی هم همونیه که الا فیلمشو نگاه میکرد؟ یکم قاطی کردم😅