پارت چهل و یک :

معلوم نیست چه از دست او کشیده که حتی حرف زدن درباره اتفاقاتی که برایش رخ داده هم عذابش می‌دهد. من هم دیگر اصرار نکردم فقط می‌خواستم بدانم او کیست؟ برایان هم باید به من حق می‌داد! باید می‌دانستم در آن باند مافیا چه خبر است!
- میشه بگی این دوک سایه‌ها کیه؟ و اصلاً ارتباطش به اون باند مافیا چیه؟
چشمانش را بست و برای آرام کردن خودش نفس عمیقی کشید و کمی کراوات آبی تیره‌اش را شل کرد تا Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آذر(وکیل‌مدافع‌دوک)

    0

    الا چقدر خوبه😂 مچ پاش یه وظیفه داره کف دستش هم وظیفه زدن پس گردنی به هری پاچه خوار و دلقکم... اصلا می دونی چیه؟! تو این رمان همه بچه های مننننننن!🎀💕 گوگولیای منننن🥹 ولی این هری کلا تو یه فاز دیگس، همه یه طرف هری یه طرف دیگه😂🧡 خیلی رفاقت بین هری و الا رو دوست دارم🥹💖

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    همه اعضای بدنش وظیفه دارن بقیه رو مورد ضرب و شتم قرار بدن😔😂 قربونت برم عزیرم لطف داریییی🥹✨️ دقیقا این هری اصلا توی عالم دیگه ای زندگی می کنه🤣 منم دوستش دارم هم خدده هری فرفری عینکی رو هم رفاقتش با اون الارای وحشی رو🥹😂

    ۵ ماه پیش
  • آذر(وکیل‌مدافع‌دوک)

    0

    وایییی فرفری عینکییییی🤌😭 درس خوندن دیگه فایده ای نداره منو شوهر بدید برم زندگی کنم...

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    خیلیم عالی، می خوای دوک سایه ها رو برات بپیچم ببری عزیزم؟🤭

    ۵ ماه پیش
  • آذر(وکیل‌مدافع‌دوک)

    0

    بابا این مورد دیگه خیلی مشکوک و عجیبه... این برک خودش مشکوک بوده از اول، انگار چیزی از باند فهمیده بوده و راننده تاکسی هم انگار یکی از همون افراد بوده و تهدیدش کرده.

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    شااااید👀 اما فعلا مارتا برک می تونه مهره خوبی باشه که از جون سالم به در ببره چیزای زیادی دستگیرشون میشه👁👁

    ۵ ماه پیش
  • آذر(وکیل‌مدافع‌دوک)

    0

    فاطمه!... می دونی که بین دونفر قرار گرفتم برایان و دوک و خب الا هم که مال برایانه پس می خوام رمان بعدی درمورد من و دوک باشه و مارو بهم برسونی🙄 😂🎀

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    ای جان😂💖 روی چشم عزیزم😁

    ۵ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    چقد منتطر مهمونی هستم ببینم چی میشه... ازطرفی درکنار داستان اصلی به پرونده های دیگه هم اشاره میشه جالبه

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    مهمونی و ماموریتی که یکم عجیب پیش رفت😃 مرسییی از نظرت انرژی بخشت عزیزم🥹💖

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️