پارت چهل و پنجم :

سفیر با حرص و ناراحتی سرش را تکان داد.

_ حقه بازهای حیله‌گر!... همیشه به دنبال فتنه و دردسرند... مدارا کردن با این جماعت، واقعاً احمقانه است..

و یاشار بیگ در حالی که می کوشید لحن آرامَش را حفظ کند، جوابش داد:

_ بله! جناب سفیر!... و اینبار با تحریک احساسات وطن‌پرستانه‌ی مردم ... پیش کشیدن خون روسی!... و البته!.. حمایت پشت پرده یهودی‌ها!...قصد انجام این کار را دارند.

_ لعنت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • حمیده

    1

    امیدوارم لجبازی نکنه لیلی به رمانشو باز نویسی کنه

    ۳ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    🌷🌷

    ۳ ماه پیش
  • م

    2

    بله،منظورش این بود لیلی رمانشو قوی تر کنه،نه اینکه کنار بزنه،ولی لیلی بد برداشت کرد و مقاومت کرد،شاید یاشاربیگ باید بیشتر توضیح می داد 🤔🙏🏻

    ۴ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    بله! یاشار بیگ دلیلی برای جواب منفی اش ارائه نکرد. و باید بیشتر توضیح می داد ممنون از شما دوست عزیز

    ۴ ماه پیش
کپی شد!