پارت شصت و ششم :


«بیست و چهار ساعت بعد»
- هانا به خاطر اشتباهاتش تنبیه شده و بیست و چهار ساعت انفرادی بود. حالا مطمئنم توی این بیست و چهار هانا به کارهای زشتش فکر کرد و الان با سرافکندگی جلومون ایستاده.
بابا اینا رو خطاب به سربازهای جوخه صد گفت. بعد نزدیک به چهارتا کله سمت منی چرخید که روی صندلی زاویر نشسته بودم و سامو و میکائیل از سربازهای جوخه صدی رو مجبور کردم کمر و پاهام رو ماساژ بدن.
قلوÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    اه اه اه مرض مرتیکه به تو چه اخهه؟ برا چی تو روابط ملت دخالت میکنی؟

    ۴ هفته پیش
  • ازیتا

    4

    دهنتوو زیی زیی ککاسگگ

    ۲ ماه پیش
  • Asilzade

    8

    هانا و ایلیا! نمونه بارز رفتار اصیل دو نواده مادر مقدس🗿🛐🎚️

    ۳ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    اصیل😭

    ۳ ماه پیش
  • غزل

    7

    زاویه چه زود روی کثافتو داری نشون میدی هوم آفرین بهت👏

    ۴ ماه پیش
  • Maedeh

    11

    ولی جدنی بمیرم برای تیفانی و راشا من جدی به راشا و میکائیل و سامو حس بدی ندارم بیاید کارزار راه بندازیم برای مرگ زاویر✊🏻🖐🏻

    ۵ ماه پیش
  • فن سامو

    11

    #پویش نذر مرگ زاویه

    ۵ ماه پیش
  • Maedeh

    12

    #سازمان_حمایت_از_مرگ_زاویه

    ۵ ماه پیش
  • Maedeh

    10

    با هر دو خط این پارت میمردم اینقدر میخندیدم چقدر دلم برای این ورژن هانا تنگ شده بود اصلا به هانا نمیاد غمگین باشه عاشق ترول هاشم🤣🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • همتا

    1

    عاقا من حرص می خورم هانا رسما با دست های خالی تهدید میکنه اینجوری علاوه بر خودش دوستاش هم ضربه میخورن😭😭😭😭

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    14

    این زی زی گولو رو یکی با لگد پرت کنه بیرون لطفا

    ۶ ماه پیش
  • Asra

    7

    متنفرم ازت زی زیه نقطه چین ،اخه چرا اینقدر مزخرفی تو مرد

    ۶ ماه پیش
  • Asra

    15

    تیفانی تو چرا اینقدر خوبی آخه🥹اولای رمان زیاد ازت خوشم نمیومد ازت ولی الان عاشقت شدم😂❤️

    ۶ ماه پیش
  • Asra

    9

    یا اونجایی که هانا گفت ایلیا اینقدر با س* راشا ور رفته که اونم دیوونه شده🤣🤣🤣😂

    ۶ ماه پیش
  • Asra

    4

    یعنی تو این پارت اینقدر خندیدم که تو عمرم نخندید م🤣🤣🤣🤣

    ۶ ماه پیش
  • Asra

    9

    فقط اونجایی که هانا با لبخند گفت چقدر جذاب و مردونه🤣🤣🤣❤️

    ۶ ماه پیش
  • میو

    10

    وای دلم برای تخریب شخصیتاش تنگ شده بودد😭

    ۶ ماه پیش
  • الوریا

    7

    واییییی ایلیا خیلی وایب یوجین تو فیلم راپونزل رو میده 😂😭💖

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    خیلیییی یا نیک توی زوتوپیا😭

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️