پارت صد و دوم :

تئو با نفس عمیقی پلک‌هایش را روی هم فشرد و مچم را رها کرد که جای انگشتان داغش روی پوستم ماند. با دست دیگرم مچ دستم را ماساژ دادم و گامی به عقب برداشتم. مردمک‌هایم چرخیدند تا به صورت رنگ پریده کیوان رسیدند. چشمانش دوباره روی هم افتادند و سرش کمی به سمت چپ کج شد.
سکوت چند لحظه‌ای با قدرت بر اتاق سیطره یافت، طوری که تنها صدای زنده‌ی داخل اتاق، صدای آرام خس‌خس نفس‌های کیوان از زیر ماسک Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nina

    0

    اونجا که فهمیدم کیوان دستاشو واسه چی زخم کرده خیلی اکلیلی شدم.. خدای منن😭💖

    ۲ ماه پیش
  • Nina

    0

    وای این همه دور خودش چرخید درحالی که حلال مشکلات همین بغل ذهنش بود!

    ۲ ماه پیش
  • Aida

    0

    وای باورم نمیشه،حتی تاراهم قبول داره که کارایی که کیوان باهاش میکنه در اصل حساب شدست و همون کارا رو تارا قبلا باهاش کرده

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    باورم نمیشه،بخاطر اینکه اون شب که می خواست چالش کنه بعدش دست هاشو تیکه *** کرد؟پسر تو دیوانه وار عاشق ستارتی😭😭

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    تارا اون قسمتی که کایا پیانو زد و روحمونو نوازش کرد نه از یاد تو میره نه ما!

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    تئو چه بی رحمانه کلمات رو به صورت کیوان کوبید..گفت از دیدنت با اون وضع خوشحال شد💔

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    نیکان منتظر باش که قراره برادر بزرگترت بیاد و من تضمین نمیکنم جون سالم به در ببری

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    فک کنم ویلما نقش مهمی داشته تو زندگی کیوان،مثلا بهش خیانت کرده ولی از طرفی ویلما مگه مسن نبود؟

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    بیچاره آرام این دو تا رو کنار هم ببینه سکته میکنه..فکنم آرام کلا از حضور کیوان خبر نداره که یه داداش دیگه داره

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    به به اینطوری تارا هم میتونه مامانش رو ببینه،نمیدونم چرا خوشحالم و آرامش گرفتم

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    کیوان به تارا دل بسته و معلومه و از قصد تارا هم خبر داشته که میخواسته آرام رو بازی بده از قرار معلوم آرامم خیلی براش مهمه کیوانم زیاد براش این موضوع نقش بازی کردن مهم نیس یعنی؟مثلا تارا رو تنبیه کنه؟

    ۲ ماه پیش
  • کشته مرده یاشاد

    1

    اوا میشه این رمان حالا حالاها تموم نشه؟ تراپی شده واسم

    ۴ ماه پیش
  • دخی طلا

    0

    این باید فیلم بشه ننههههه

    ۴ ماه پیش
  • دخی طلا

    0

    خیلی پیچیده گفتم ولی خب حقیقت رمان محشرتو گفتم

    ۴ ماه پیش
  • دخی طلا

    0

    دست مریزاد هر لحظه که فکر میکنم الان این میشه دقیقا یه چیز دیگه میشه

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️