پارت بیست و سوم :
زانو زدن روی شنها پایان کار من نبود. لجبازی و خشم کور دوباره در رگهایم به جریان افتاد. با خودم گفتم: «امکان نداره... حتماً از یک سمت دیگه راهی هست!»
از روی شنهای خیس بلند شدم و پلههای سنگی را با سرعت بالا آمدم. وقتی به حیاط رسیدم، مهراد دیگر روی صندلیاش نبود. فقط لیوان نیمهپُرش روی میز باقی مانده بود. بدون اینکه توقفی کنم، مسیرم را کج کردم و به سمت مخالف عمارت و جزیره دویدم.
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
زری گلی
0مخاطب نگین رمان فن
۳ ماه پیشنگین رمان فن
1خدایی احساس میکنم اگه تو دنیای فیزیکی همو میدیدم با این صلیقه ی مشترک بست فرند میشدیم😂 اتفاقا منم منتظر بودم تو بیای کامنت بزاری باهات تبادل نظر کنم. ولی در هر صورت برای مهراد هیچ راه برگشتی نیست دل من با ایشون ساف نمیشه، بنظرم هنوزم ریحان باید مقاومت کنه دربرابرش حتی اگه ضعیفتره ازش
۳ ماه پیشزری گلی
0دقیقا گل گفتی ولی امروز صبح نمیدونی چی به ذهنم رسید اگه ریحان حامله شه چی میشه😐😑 حاجی اصلا حالمو خراب کرد😂 مهراد یه متجاوز حرومیه میدیدمش سرشو قطع میکردم🤬 یزدان کجاس ، مرده؟😭💔 بیا ریحانو ببر
۳ ماه پیشویونا
0ایووو یزدان که پیره ؛یزدان در رابطه با دخترشم شبیه یه متقلب دوروعه
۳ ماه پیشمینا
0واقعا عالی بود ممنون خانم لرکی🩷
۳ ماه پیشنگین رمان فن
1وای من همیشه داشتم فکر میکردم چ میشه اگه مثلا واسه سوپرایز چند تا پارت تو یه روز داشته باشیم. اتفاقا امروز خانم لرکی سوپرایزمون کردن منم کلی خوشحال شدم. خیلی ممنون شما واقعا یه هنرمند واقعی هستید، مطالعه کردن آثار شما باعث افتخارم بود⚘⚘
۳ ماه پیشنگین رمان فن
1واییییییی، من واسه خوندن دیالوگای مهراد اینقد که بهت برانگیزن دقیقا یه دقیقه صبر میکنم نفس عمیق میکشم، با خودم میگم نگین اینجا جزیره نیست ، اینجا ویلا نیست ، اینجا اتاق خواب نیسس و هیچ مهرادیم در کار نیست . لعنتی من دقیقا خودم رو تو اون لحظه با اون شرایط میبینم به عنوان یه شخص سوم.
۳ ماه پیشپرنیا
0ریحان چون قبلا رفتارای جنون امیزشو دیده مقاومت نمیکنه حتی فکر کردن به شرایطش هم وحشتناکه 😶
۳ ماه پیشراز
0ای وااای این بچه داره چکار میکنه نمیدونم شاید اشتباه کنم شاید چون نمیتونه با شبانه بخوابه ریحانو اینجوری ول نمیکنه و حرسش رو سر این بدبخت در میاره ولی شاید. هنگ کردم رمانای ساناز جون هر پارت آدم رو شکه تر میکنه تا پارت آخرمعلوم میشه چی میشه از بس دست به قلمش خوبو غیر منتظرست
۳ ماه پیشنرگس
2مهراد اصلا به شبانه اونجوری نگاه نمیکنه ریحان و دوست داره ولی متاسفانه به خاطر مریض بودنش اینجوری رفتار میکنه
۳ ماه پیشنرگس
0ینی این بشر خیلی آدم کثیفیه هرکی بگه ک ن مهراد آدم خوبیه کلشو میکوبونم به دیوار
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زری گلی
0واااییی دقیقا منم همینطور سر همین الان قلبم اومده تو دهنم اعصاب ندارم فشار خونم زده بالا پایین میشه یکم دیگه ادامه بدم استفراغ عصبی هم میگیرم من اندازه ریحانه دارم به صورت قرضی نابود میشم😫😂 واقعا دارم رومنس بهم نمیسازه نمیتونم شخصیت مرد رو دوست داشته باشم اعصابمو خورد می کنه مثلا شاهان عالیه اما..