گلگونهرخ به قلم مهدیه فیروزی
پارت هفتاد و دوم :
آن جوانک مفلوک و آشفتهحالی که میدید، برادر دوقلویش بود؟ در قاب چهارچوب قامت بست و کیف از دستش روی زمین افتاد. پلکش مرتعش پرید از نگاه به غبار کثیفی و خاک که تن سراسر سیاهپوش برادرش را برچسبِ آلودگی زده بودند انگار ابر بغضداری از آسمانِ دودی در قفسی زمینی اسیر شده بود. حواسش آنقدر پرت که فراموش کرده بود کفشهایش را درآورد؛ آن کفشها هم مانند سیاهیِ پیراهنی با دکمههای یکی در میان Ù
مطالعهی این پارت حدودا ۲۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
الی
1اومدن صامت یعنی بدبخت شدن سایدا💔
۵ ماه پیشآیدا
0از نازنین زورم میگیره، ایبابا خب زندگیتو کنار شوهرت بگذرون چیکار به آهنگر داری؟ نامه چی میگه این وسط؟
۵ ماه پیشMbn
0امیدوارم ادامه داستان با سناریو هایی که حدس زدم پیش نره این صامت با سایدا کاری کنه و باردارش کنه و … دیگه هر چی در توان دهنم باشه نثارش میکنم😡😡😑😑😑
۵ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
صامت نابود میشه که🫣😂
۵ ماه پیشmaca..
0این ینی خطر😶
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
0و بالاخره نوشاد فهمید کتایون خیرشو میخواسته🥲کاش نوشاد هر چه زودتر حقیقتو بفهمه تا بدونه صامت فرشته ی نجاتشون نیست فرشته ی عذابشونه
۶ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
واقعا فقط همینو کم داشتیم نوشاد از صامت دفاع کنه
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
0وای خدای من سایدا خیلی ساده ست...اینکه میگن به قیافه اعتماد نکنید همینه...حالا اگه توی اهنگری به جای صامت ممدقلی بود سایدا بازم از ممدقلی خوشش میومد؟نه
۶ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
غش کردم😂
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
0نمیدونم چرا این پارت از حرفای فرانک حس خوبی نگرفتم..حتی یادمه پارت خواستگاری که برادرش میخواست از نازنین خواستگاری کنه داشت نصیحتش میکرد به عنوان یه دوست که کیسان براش مناسب تره..ولی چرا این دفعه خیلی یه جوری بود؟
۶ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
اونسری یکم حالت شوخی هم داشت، کلا فرانک از اول تا الان دخالت خاصی نداشته تو رابطهی نازنین و صامت، حرفاش رو بیشتر به شوخی میزنه و از ماجرای این سهتا دور میمونه
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
0اه صامت توهم سوس کن دیگه
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
0اه صامت...امیدوارم بلایی سر سایدای بدبخت نیاره...سایدا رو دیدم خوشحال شدم ادمی نیستم که گول ظاهر و احساساتمو بخورم
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
0صامت عجب ادمی شده...نوشاد به قول کامنتا قبل اینکه اسم فرانکو بیاره باید ترک کنه،توقعاتش زیادی بالاست
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
0تف به این زندگی...چرا هیچکس نمیدونه صامت چه غلطی کردههههه؟
۶ ماه پیشeensal
1قیافه کیسان کجاش سادس؟؟؟😂 از نوشاد هم بدم میاد از صامت چیزی کم نداره ای کاش نازنین میگفت چه اتفاقی افتاده واقعا که احمقه
۶ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
فرانک دچار کجسلیقگیه😂
۶ ماه پیشمیکا
2انقدر از نوشاد بدم اومد که آخه مرتیکه ی معتادد مفنگی تو در چه جایگاهی هستی که بخوای به کیسان چیزی بگی همینکه چقدر پرویی اول برو ترک کن بعد اسم از دختر مردم بیار این چه عشقیه که نمیتونی براش خودتو تو سختی بزاری و ترک کنی بعد توقع بی جا هم داری اههه چندش
۶ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
نوشادو نابود کردی😂
۶ ماه پیش......
1ای صامت کثافت مهدیه کاش سریع تر شرشو کم کنی مردک روانی رو
۶ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
هستن جناب آهنگر.. هستن حالا!
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

الی
1دوست دارم بدونم نوشاد با فهمیدن کارای صامت بازم طرفش میگیره