پارت هفتاد و هشتم :

«ولی واسه تو این‌جوری نیست، نه؟ انگار آب از آب تکون نخورده. انگار نه انگار. هنوزم هر غلطی دلت می‌خواد می‌کنی و همیشه هم قسر درمی‌ری.»
جانو
ساقدوش داماد
ویل پوزخندی می‌زند و می‌گوید: «جانو!» پژواک خنده‌اش از دیواره‌های غار به سمت خودمان برمی‌گردد. «من واقعاً نمی‌دونم داری از چی حرف می‌زنی. این‌همه نبش قبرِ گذشته‌ها برات خوب نیست رفیق. باید رو به جلو حرکت کنی.»
بله، خو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!