پارت هفتاد :
«آخه مرد حسابی، تو فکر میکنی پلیس توی این طوفان به این زودیا میرسه؟»
دانکن پوزخندی میزند: «پلیس؟ توی این جهنمدره؟ عمراً رفیق. خودمونیم و خودمون.»
«خب واسه همین میگم دیگه! وقتی خودمونیم و خودمون، یعنی اینجا امن نیست...»
فمی وسط حرفش میپرد: «چرا دارین شلوغش میکنین؟ خیلی تند نمیرین؟»
«منظورت چیه؟»
«فردی فقط گفت دختره ممکنه یه نفر رو دیده باشه. شاید خیالاتی شده.
لطفا صبر کنید...
