پارت چهل و چهارم :
وارد خیمه میشوم و کارم را شروع میکنم. مخزن بخاریها را پر میکنم و میزها را وارسی میکنم تا چیزی از قلم نیفتاده باشد: منوهای دستنویس با حاشیههای آبرنگی، دستمالسفرههای کتانی که با ظرافت در حلقههای نقرهای جای گرفتهاند و نام هر مهمان روی حلقهی اختصاصیاش حک شده است. تضاد عجیبی است میان این میزهای چیدمانشدهی اشرافی و طبیعت وحشی و خشن بیرون. شب که شود و شمعها را روشÙ
لطفا صبر کنید...
