پارت هجده :

از صخره‌های کناری که مثل پله چیده شده‌اند پایین می‌روم و وارد غار می‌شوم. سروصدای توی سرم کم می‌شود و راحت‌تر نفس می‌کشم، هرچند بوی عجیبی اینجا پیچیده است؛ بویی شبیه گوگرد، یا شاید بوی ماندگی و پوسیدگی. شاید بوی جلبک‌هایی باشد که مثل طناب‌های تیره‌ی ضخیم همه‌جا ریخته‌اند. یا شاید هم بوی دیوارهایی که لک‌وپیسِ گلسنگ‌های زرد رویشان نشسته است.
روبرویم یک ساحلِ سنگ‌ریزه‌ای کو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!