پارت هجده :
از صخرههای کناری که مثل پله چیده شدهاند پایین میروم و وارد غار میشوم. سروصدای توی سرم کم میشود و راحتتر نفس میکشم، هرچند بوی عجیبی اینجا پیچیده است؛ بویی شبیه گوگرد، یا شاید بوی ماندگی و پوسیدگی. شاید بوی جلبکهایی باشد که مثل طنابهای تیرهی ضخیم همهجا ریختهاند. یا شاید هم بوی دیوارهایی که لکوپیسِ گلسنگهای زرد رویشان نشسته است.
روبرویم یک ساحلِ سنگریزهای کو
لطفا صبر کنید...