پارت ششم :

دریا وحشی‌تر شده است. قایق ماهیگیریِ فکستنی مثل گاوِ وحشی به همه‌طرف لگد می‌اندازد؛ انگار می‌خواهد پرتمان کند بیرون. داد می‌زنم سمت متی: «واقعاً امنه ادامه بدیم؟»
از میان غرش باد و شلاقِ آب داد می‌زند: «آره! این که روزِ خوبمونه. چیزی نمونده تا جزیره.»
موهایم خیس‌خالی

با احترام، به اطلاع شما می‌رسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه و عضویت در آن وجود ندارد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سُهی

    0

    کاش این رمان رو از لیست حذف کنید چون با ذوق شروع به خواندن کردم و از پارت چهار نویسنده اعلام کرده که باقی پارت ها نشان داده نشود. وقت و نتم را بیهوده تا پارت ۴ هدر دادم. این رمان از لیست حذف شود. یا هر رمان دیگری که نویسنده اش تمایل ندارد رمانش تا آخرین پارت خوانده شود. به تایم خواننده ارزش بزارید.

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️