پارت صد و هجده :

شاهین هیستریک‌وار خندید.
چنگی به موهای سیاهش زد و چرخید.
چند ثانیه به همان حالت ماند و بعد، روبه یامور کرد و گفت:
-با بابات نقشه کشیدی.مگه‌نه؟
یامور که روحش هم در بی‌خبری به سر می‌برد، ابرو درهم کشید و بهت‌زده لب زد:
-چی؟
شاهین یک قدم جلو آمد و در چند سانتی‌متری‌اش ایستاد.
به چشمان بی‌روح دختر خیره شد و با بی‌رحمی تمام گفت:
-این دروغو از خودت دراوردی. نه؟ یاسم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
تصویر شخصیت یاسمین آریانفر در رمان تراشه مرگ یاسمین آریانفر
تصویر شخصیت شاهین در رمان تراشه مرگ شاهین
تصویر شخصیت یاسمین در رمان تراشه مرگ یاسمین
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاله

    0

    شاهین که حتما میاد.اما از اینکه یک سال زیر گوشش این همه خبر بوده و نفهمیده واقعا چه حسی به خودش داره!

    ۴ ساعت پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم شاهین یک‌سال تو آزمایشگاه نبوده.وقتی یاسمین اومده بود، شاهین هم یکی و دو ماه قبل‌ترش وارد آزمایشگاه شده و از اول نبوده❤️

    ۳ ساعت پیش
  • لاله

    0

    منصوری چطور سر از اونجا در اورد؟اگر با همکاری دکتر دلنواز بوده پس دستبند میخواد برای چی؟

    ۴ ساعت پیش
  • moon

    0

    یکی بره این دخترو نجات بدهه

    ۶ روز پیش
  • علیرضا۲۸

    3

    وایییییی ،لعنت بهت منصوری،

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • اسرا

    4

    نبایدبگه مارخوش خط خال منصوری روباه مکاردلنوازگرگ درلباس میش عموه🙏

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • عاطی

    2

    منصوری تو برای من سفید بودی روزگاری...اما الان سیاهیت عیان شد..البته همه اینها دانشمند هستن و اهدافشون فرق می کنه 😎😉🙃 دانشمند هوش سیاه😎 یاسمین الان بنظرتون همکاری میکنه بچه ها؟

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله از اول برای شما سفید بود😁😁😁

    ۴ ماه پیش
  • Roghayyeh

    3

    گفت بهش یاسمین سکته میکنه خدا کنه بلایی سرش نیاد

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲🥲🥲

    ۴ ماه پیش
  • ساناز

    3

    ❤️💙💛🤍🧡🩷💜🤎💚🩶🩵

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • شیرین

    2

    ای منصوری کثافت من از همون اولش بهت مشکوک بودم درست دست گذاشت رو نقطه ضعف یاسمین خدا کنه یاسمین چیزی درباره ACGنگه بهش

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    👌🏻👌🏻👌🏻

    ۴ ماه پیش
  • Niki

    2

    مرسی عزیزم عالی بود❤️❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • مهلا

    1

    وای💜💜💜💜💜💜💜

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • مهلا

    1

    عالی بود 💜💜💜💜💜💜💜

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • م

    2

    البته که برای برگردوندن پدرش هر کاری می کنه اما نباید به منصوری اعتماد کنه،از اولشم بخاطر این تو دانشگاه اینا پیداش شد 😠

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    متاسفانه تو موقعیت سختی قرار گرفته واقعا💔

    ۴ ماه پیش
  • م

    2

    بیچاره یامور از همه جا بی خبر،از اینجا مونده از اونجا روندست 🙏🏻😮

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا💔

    ۴ ماه پیش
  • م

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در اصل دارویی در کار نیست اصلا🥲

    ۴ ماه پیش
کپی شد!