پارت صد و چهل و دوم :

من، غرق در نگاه یاور، نفس‌نفس زنان، تنها توانستم سایه‌اش را دنبال کنم و تمام وجودم از ترکیب اضطراب، شوق و بی‌قراری پر شد.
حیاط سکوتی سنگین داشت، اما حالا، حضور او، نفس تازه‌ای به فضا داده بود.
همه نگاه‌ها به همایون و یاور دوخته شده بود و انگار انتظار یک انفجار احساسی در دل عمارت می‌رفت…
یاور
تمام راه نفسم بند آمده بود.
گویی هر قدمی که برمی‌داشتم، زنجیری به قفسه‌ی س

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!