پارت هجده :

بابا و عمومسعود هردو از آشپزخانه بیرون آمدند. چشم‌های بابا پر از خشم و ابروهایش گره افتاده بود.
- باز اومده شر بپا کنه؟
سمت در قدم تند کرد که سد راهش شدم.
- دعوا نکنید باباعطا... حالش خوب نیست. چیزی بهم نگفت، فقط میگه بیا بریم خونه!
نفسی بیرون داد و زیر لب حرفی زد که درست نشنیدم. از کنارم رد شد و سمت حیاط رفت. نگاهم سمت عمومسعود کشیده شد که همان‌جا ایستاده و بی‌حرف به من زل زده

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیار در رمان دیار مجنون، تبار لیلی دیار
تصویر شخصیت مه‌یاس در رمان دیار مجنون، تبار لیلی مه‌یاس
تصویر شخصیت میکائیل در رمان دیار مجنون، تبار لیلی میکائیل
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    1

    ❤️🧡🩶💚🩷💚🩷🤎💛💛💜💙🤍

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ❤❤❤❤

    ۳ ماه پیش
  • زهره

    0

    عالی بود دوستش داشتم

    ۳ ماه پیش
  • شقایق

    2

    دلم آب میشه تا پارت های بعدی بیان ک..🥲

    ۳ ماه پیش
  • میم

    3

    فکر کنم بین بهار دوست دیار فرزاد خبری باشه،اونم از بحث ازدواج بهار ناراحت شد 🤔

    ۳ ماه پیش
  • میم

    1

    خیلی عالیه نگارجون،با اینکه پارتا شیش دقیقست،انگار یه دقیقه می گذره 😁🙏🏻🥰👏👏👏

    ۳ ماه پیش
  • میم

    1

    چقدر وضع خانوادگی مه یاس بهم ریخته و ناراحت کنندست،هر کی یه جور غمگینه،یاسین،بابا عطا و مه یاس،مادرشونم یه جور 😔

    ۳ ماه پیش
  • میم

    2

    دیار خیلی خوش قلب و دلسوزه کلا،غریبه و آشنا و خانواده نداره 🤗😍

    ۳ ماه پیش
  • میم

    1

    بهار انگار فعلا قصد ازدواج نداره،شایدم کسی دیگه رو دوست داره،به هر حال اجباریه این ازدواج 🤔

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    خداقوت، مثل همیشه شیرین و جذاب و بی نظیر بود😍😍🌹❤️❤️❤️ مشتاقانه منتظر پارت بعدی هستم😍😍❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    ممکنه بهار دلش پیش یکی گیر باشه؟ ؟

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    به فکر مه یاسه که براش مشکلی پیش نیومده؟ مه یاس حق داره عاشق چنین مرد مهربون و خوشقلبی بشه خب🥰😍😍

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    توصیف فضا عالیه😍😍😍😍😍 قشنگ حس گرفتم

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    آفرین به مه یاس. با وجود این که یاسین اینهمه اذیتش میکنه، ولی باز داداشش رو درک میکنه و میتونه بفهمه رفتارای یاسین بخاطر داغ یاسمنه که اینجور که مشخصه بی نهایت بهش وابسته بود

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    چقدر باباعطا گفتن مه یاس رو دوست دارم

    ۳ ماه پیش
کپی شد!