پارت هشتاد و دوم :

یکی از «ثین»ها اشراف‌زاده، جلو آمد، سرش را خم کرد تا شاخ‌هایش را از میان شاخه‌ها بیرون بیاورد. جادوی ظاهری‌اش در پرچم‌های پاره‌پاره از او سرازیر شد. یک لحظه گوزن نر زیبایی با شکوهی بود؛ لحظه‌ی بعد، موجودی غول‌پیکر از رشد جنگلی بود که با حشرات می‌لرزید، چشمانش گره‌های تیره و چوبی بودند که رودخانه‌هایی از پوسیدگی را گریه می‌کردند. وقتی برگشت و به من نگاه کرد، حس کردم چیزی دیگر، ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!