پارت صد :

* * * * *
چشمانم از پنجره به آسمان خاکستر نشسته خیره مانده بود. انگار که تمام ماتم جهان را در آغوش خودش کشیده بود که این‌قدر تیره و دلگیر به نظر می‌رسید.
همه جا را سکوت بلعیده بود، طوری که حس می‌کردم در بیمارستان متروکه‌‌ی فیلم‌های ژانر وحشت گیر افتاده‌ام.
ساعتی پیش که نمی‌دانستم چه زمانی از روز است، دکتر به همراه رزیدنت‌های زیر دستش سراغم آمده بودند. از حرف‌هایشان سر در نمی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nina

    0

    تارا.. سورنا کیوانو با اون همه قدرت و دم و دستگاه انداخته رو تخت بیمارستان. اون وقت تو فکر کردی میتونی سر همچین سایکویی شیره بمالی؟

    ۲ ماه پیش
  • Aida

    0

    وای من چراا فکر میکردم تارا آدمهه چراا ازت طرفداری کردم آخهه ینی از این بیچاره روی تختم میخوای سواستفاده کنیی ای خداا

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    تارا مواظب خودت باش سورنا وحشیه و الان که کیوان کنارت نیس میتونه خیلی کارا بکنه

    ۲ ماه پیش
  • نبات

    0

    خیلیی چنتا پارت دیگه سورنا با بیل میاد پیش تارا

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    خدا لعنت کنه سورنا رو..خیلی باهوش تر از تاراست،درجا سریع همه چیزو میفهمه..تارا نکن

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    وای با تصور کیوان تو لوله ها و دستگاه ها قلبم مچاله شد..آخه مَرد بلند شو ببین تارا میخواد خودشو تو منجلاب فرو کنه😭😭

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    اریک و تئو هم چندان نمیتونن تارا تو نجات بدن،تئو که ازش کینه به دل داره و اریک هم یکی باید خودشو نجات بده!

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    بچه ها بنظرم تارا نمیتونه عاشق کیوان بشه،من فک کردم اگه اونو اینجوری ببینه حال و روحیه اش تغییر کنه و فلان ولی اینطور نبود و خالی از احساس..درسته حرفای عاشقونه زده و تو تصادف هم نجاتش داده یا از برادراش دور نگهش میداره ولی تارا اونو مسبب زجر تو زندگیش میبینه و میگه بازیم داده!

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    سورنا قابلیت اینو داره شخصیت اصلی مرد رمان دیگه بشه

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    مطمئنم این تصمیم فقط برا چن ثانیه تو ذهنش اومد و رد شد چون اولین نفر که آسیب میبینه و کشته میشه خودشه یعنی حتی نمیرسه اینارو به جون هم بندازه..و تارا فصل اول که ریسک می کرد و فک می کرد خیلی خیلی زرنگه و میتونه همه چیزو کنترل کنه الان اینجوری نیس تغییر کرده و محتاط تره و برا هر چیزی اول کلی فکر میکنه

    ۲ ماه پیش
  • کشته مرده یاشار

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • کارا

    0

    نمیدونم چرا از اولش تصورم درمورد سورنا اینه که به تارا به عنوان غذای سگاش نگاه میکنه و منتظره هرلحظه بندازتش جلوشون 😂😂😭😭

    ۵ ماه پیش
  • Hasti

    1

    آوا یه جوری باهامون حرف میزنه و حرکات تارا رو بررسی میکنه که فلان کار و بکنه اشتباهه این طور اون طور که هر کی ندونه فکر میکنه تارا واقعیه و دوستمونه، بابا همه اش دست توئههههه بزن تو سر تارا آدمش کن دیگه از این غلطا نکنههههه

    ۵ ماه پیش
  • خاتون

    7

    اگه کیوان بمیره خودم میام تو رمان و تارا رو سلاخی میکنم 🫶🏻همچنین اون سورنای *** مردک ارزون قیمت

    ۵ ماه پیش
  • Kimia

    0

    بنظرتون پسرا هم رمان میخونن؟🤭

    ۵ ماه پیش
  • فن همه

    4

    نویسنده عزیز به شددددددت با پایان غمگین موافقم جوری که همه بمیرن جز تارا وبچم تئو ویه پایان باز دیگه بقیش کَرَم خودته که چیکار میکنی 😁😁😁😁

    ۶ ماه پیش
  • ⁦◉⁠‿⁠◉⁩

    15

    نظرت چیه بمب اتم بزنی وسط رمان ؟ چه هیزم تری بهت فروختن مگه :)

    ۶ ماه پیش
  • فن همه

    4

    به نظرم به این رمان وحال وهوای دارکی که داره یه پایان غمگین میاد. 😁😁😁والبته این فقط نظر منه😏😏😏

    ۶ ماه پیش
  • دینا

    0

    :)))))))))))

    ۶ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    پایان غمگین شامل مرگ همه + تئو خواهد بود😔😂🦦

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️