گیان یعنی جان به قلم فاطمه اصغری
پارت هشتاد و دوم :
جواب خاصی ندارم که بدهم. اگر به نتیجهی خاصی رسیده بودم هم نمیشد از جزئیاتش چیزی بگویم. مهمترین چیزی که در این مدت فهمیدهام این است که احسان رفت و آمد زیادی به دفتر خانم اشتیاق داشته.
- هیچی هنوز. همه چی کاملا طبیعی به نظر میرسه. همه چی سرجاشه. اگه بابک هم با احسان هم نظر نبود، میگفتم احسان توهم زده.
- نگفتی از یارو. حالا خوش تیپ هست یا نه؟ میشه بهش امیدی بست؟
- کی؟ بابک طلوعی
لطفا صبر کنید...
