پارت هشتاد و دوم :

جواب خاصی ندارم که بدهم. اگر به نتیجه‌ی خاصی رسیده بودم هم نمی‌شد از جزئیاتش چیزی بگویم. مهم‌ترین چیزی که در این مدت فهمیده‌ام این است که احسان رفت و آمد زیادی به دفتر خانم اشتیاق داشته.
- هیچی هنوز. همه چی کاملا طبیعی به نظر میرسه. همه چی سرجاشه. اگه بابک هم با احسان هم نظر نبود، می‌گفتم احسان توهم زده.
- نگفتی از یارو. حالا خوش تیپ هست یا نه؟ میشه بهش امیدی بست؟
- کی؟ بابک طلوعی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!