پارت سی و نهم :

هانا همون‌طور که از مغازه می‌اومد بیرون، گفت: «اگه عشقبازی‌تون تموم شد، بیاید بریم مغازه بعدی لطفاً!» عجب روز طولانی‌ای در پیش داشتم...

وقتی رسیدیم خونه، من و لیرا هر دو از خستگی ولو شدیم روی کاناپه. کی فکرش رو می‌کرد خرید کردن انقدر خسته‌کننده باشه؟

هانا همین‌طور داشت فک می‌زد: «خب لیرا، می‌خوای کمکت کنم کمدت رو مرتب کنی؟ دوست داری بر اساس فصل چیده بشه یا رنگ یا مدل؟»

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • غزاله

    0

    جای هیجانش اخه باید تموم شد ای خدااا😭

    ۴ ماه پیش
  • بهار

    4

    آخ تموم شد.ای کاش ی پارت هدیه هم سوپرایزمون میکردین چه خوب میشد.

    ۴ ماه پیش
کپی شد!