چند قدم فاصله به قلم دیبا کاف
پارت شصت :
صداش آروم تر شد.
- وقتی دیدمت انگار دوباره زنده شدم… اولش نمیخواستم حسم رو جدی بگیرم اما انگار با تو همه چیز دوباره معنی پیدا کرد… این معنی من رو بیشتر از قبل توی دردسر انداخت.
حس کردم که از جا بلند شد و به در نزدیک تر شد.
- اون بوسه شاید برای تو اتفاقی و یه حس غریزی بود اما واسه من به شرفم قسم به تار موت قسم که نمیدونم از کیه قسمم شده با همه احساسی بود که بهت داشتم.
چشمام رو بستم.
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

دیبا کاف | نویسنده رمان
به چی امیدواری عزیزم؟
۶ ماه پیشپریسا
2نگران نباش دارا جونم سوخت وسوز داره دیر وزود داره ولی آلا اخرش مال خودته
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
چه مطمئن
۶ ماه پیشSajede
3وای خدا این دختر چند بار باید شکست عشقی بخوره یه بار بخاطر سام، یه بار دانیال، ایندفعه هم برای آلا.... 😐من بجای اون طاقتم طاق شد.... تحملش زیاده خیلی زیاد... خدا بهش صبر بده.
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
🫠
۶ ماه پیشMarjan
3به نظر من دانیال هم گناه داره چون تو بچگی شاهد مرگ پدرش و خیانت مادرش شد خب خدایی خیلی سخته براش تبدیل به کینه شد بعدم زنش مریض شد فوت کرد مرگ دو نفر از عزیزانش رو دید بعدم گفت که عذاب وجدان گرفت تو پارت های قبل کابوس آلا هم به کابوس مرگ زنش و پدرش گفت اضافه شد فقط اون انتقام نذاشتمهربون بشه
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
بله دانیال هم ستم دیده است و آسیب بزرگی دیده
۶ ماه پیشکوثر
1چقدددرررر کمممم دوس ندارم تموم شه🥲😄
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
عزیزدلممم
۶ ماه پیشترنم
1حالمون گرفته شد هیییییی😞😞
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
🫠
۶ ماه پیشفاطیما
1پس کی اژدها دانیال وارد میشود🫢😂 میدونم انتظار زیادی ولی نمیتونم نگم بنظرتون این شبها نیازی به پارت هدیه نیست آیا؟🤔🤭هرچی میخونیم بیشتر کنجکاو میشیم😇
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
به دانیالم خیلی زود میرسیم
۶ ماه پیشمعصومه
1ای بگردم جفت شون دارن اذیت میشن🥲
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
آره خیلی زیاد🫠
۶ ماه پیشAsma
1ممنون عزیزم🙏 عالی بود ♥️
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
فدات شم عزیزدلم😘
۶ ماه پیشمهین
1عالیفقط میتونم بگم خسته نباشید منتظر بمونم
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
قربونتون برم عزیزم
۶ ماه پیشآنیا
2فقط امیدوارم از درد شکستی ک فکر میکنه از دارا خورده به دانیالی که رعایت زن بیمار خودش و مادر و خود آلا رو نکرد و فقط برای یه زخم کهنه زندگی کلی آدمو خراب کرد پناه نبره.بزرگترین اشتباه،بودن با دانیاله حتی اگه آلا عاشقش بشه.درباره ی دارا اول باید حقیقت رو بفهمه.اما درباره دانیال هیچی تغییر نمیکنه.
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
نمیتونم واکنشی نشون بدم اما هر آنچه که شد تا آخر رمان پاش بمونید🫶🏻
۶ ماه پیشناهید
2دیبا جان چندپارت مونده تا پایان رمان؟؟؟ وآیا این رمان فصل دوم هم داره؟؟؟
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
حدود چهل پارت دیگه داریم و درباره فصل بعد فعلا نمیتونم چیزی بگم
۶ ماه پیشمحدثه
3یعنی ۴۰ روز! کاش روزی چند تا پارت میزاشتین
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
کیفش به همین انتظارشه به خدا وگرنه انقدر جذاب نمیشد
۶ ماه پیشمحدثه
5اقاااااا من دانیال میخوام
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
🫠
۶ ماه پیشمحرابی
2الهی بگردم خودشم نمیدونه باید چیکارکنه هم دوسش داره هم میگه نمون بامن. عجیبه دانیال اصلا نیست بازببین داره چه نقشه ای برای آلای بیچاره میکشه. ممنون زیبا و دلنشین بود
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
قربونتون برم عزیزدلم
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

پریسا
1امید وارم البته آرزو برجوانان عیب نیست 😂😁😂