فرد باشکوه به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت پنجاه و یک :
با فریاد نادر، تمام نگاههای بیرون سفرهخانه به سمت ما دوخته شد. خشم در چهرهاش موج میزد و صدایش چون پتکی بر سکوت روستا فرود آمد:
- تو داری چه غلطی میکنی؟ قسم خوردم اگه ببینم دردونه یک بار دیگه ناراحت وارد عمارت ما بشه، دمار از روزگارت دربیارم!
سپس مشتش را محکم به گونهام نواخت و سری کج کرد و با قاطعیت گفت:
- الوعده وفا!
ضربهاش کاری بود. صورتم به سمت چپ چرخید و استخوان گو
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطیما
0عالی بود مرسی عزیزم خسته نباشید ❤️ ❤️ ❤️
۶ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
فدات عزیزم
۶ ماه پیشهانیه
0وای چی شد 😂
۶ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
چی شد؟؟
۶ ماه پیشنیایش
0ت دیاره تهم تنی🤣🤣( نمیدونم درس گفتم یا ن)🤦🤦
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
من که نفهمیدم ولی انشالله درسته
۶ ماه پیشنیایش
0من خودمم نفهمیدم ولش کن🤦🤦
۶ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
😂😂
۶ ماه پیشزیبا
0آخ دختر تو با قلمت چه میکنی اینهمه دلبری اینهمه سِحر مگه داریم چقدر قلمت زیباست همینطور مابقی رمان هایی که نوشتی آدم و جادو میکنی 😍😍من که لذت می برم از اینهمه زیبائی 😍😍💙
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
ای جانم خوشحالم که لذت بردی امیدوارم تا همیشه کنارم باشی
۷ ماه پیشزیبا
0فدای مهرت قشنگم،نور باشه سهم قلب بی تکرارت💞 واقعا چقدر خوشبختم که خیلی اتفاقی با این رمان روبه رو شدم رمانی که خالقی این قدر پراحساس و سخاوتمندی داره راهت همیشه هموار نویسنده ی محبوب من🥹😍⚘️⚘️💖
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
فدات بشم عزیزم
۶ ماه پیشZoha
0به نادر آب قند بدین فشارش افتاد😔😂 دیار خان بزن که خوب میزنییییی😁🎀
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
😂😂
۶ ماه پیشفرشته
0محشر بود، فوق العاده بود، نظیر نداره این رمان😍❤️ خیلی ممنونم بانو جان❤️
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
عزیزی گل دختر
۷ ماه پیشفرشته
0اگه حرف زدن اولین چیزی بود که ما برای حل مشکلاتمون به رهنمون می رسید چه گلستونی میشد
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
دقیقااا
۷ ماه پیشفاطمه
0اوه مای گاد ، چه خوب شد ...✨✨✨✨
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
فدات
۷ ماه پیشکیمیا
0خیلی گشنگ بود🥹
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
نه به قشنگی تو
۷ ماه پیشسعادت
0مهررو راست میگه دیگه اینقدر شناخت داری ازش یا رومی روم یا زنگی زنگ
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
👌👏 احسنت
۷ ماه پیشپونه
0آخ که چقدر شیرین پیش نادر اعتراف کرد😭🥹
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
آره پسرم 🙁
۷ ماه پیشNadia
0واقعا رومان خیلی قشنگی هست انگار داخل خود رومان هستی داری حس میکنی و تماشا. ممنون از نویسنده عزیز با قلم زیبات🌺🙏
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
فدات بشم عزیزم ممنون از نظرت
۷ ماه پیشBahar
4یعنی تا این داستان تموم بشه من پیر میشم
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
نه خدا نکنه
۷ ماه پیشزهرا
6هرچی میگذره بیشتر عاشق این رمان میشم شخصیت پردازی واقعا عالیه همچنین روند داستان طوری نوشته شده که هم جزئیات و کلیت رو در بر داره
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
مرسی دختر که برات این موارد مهمه و داری لذت میبری
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شهرزاد
0نویسنده عزیز قلمتونو دوست دارم ومرسی