وارثان تیامات به قلم فاطمه غفوری
پارت سی و ششم :
حالا علاوه بر مغزم حس میکردم خودم نیز در آن کاسه پر از آب شناورم آن هم میان حدس و احتمالات و حرفهایی که نمیتوانستم درست را از غلط تشخیص دهم.
نمیدانستم این مرد که هنوز ماهیتش به عنوان تنها مظنون پرونده تغییری نکرده حرفهایش درست است یا نه.
از کجا معلوم خودش واقعاً قاتل آن دختر نباشد؟! درست است که عمویش حکم اعدام برایش بریده شده اما میتوان گفت ناتانیل بد شانسی آورده و او از
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه غفوری | نویسنده رمان
بله بله😎 ولی احتمالا به چیزی شبیه زوتوپیا😁
۴ ماه پیشrey☆♡
0اگه بدونی از کِیه درگیر اینم ۶۰۰ تا سکه رو بگیرم تا پارتو بخونم😂🤦🏻 ♀️و موفق شدم 🙃😂خیلی خوب بود ترکیب برایان و الا عالی میشه ولی دارم شک میکنم از اینکه اوایله رمانه و این همه راز لو رفت چون با توجه به رمان کارناوال تو هیچ وقت اینقدر زود رازارو لو نمیدی 😑☺️
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
عزیزممم😄💖 خوشحالم دوست داشتیش:)))💗 توی کارناوال هم یه سری از رازها رو توی بخشی که کاترین گیر ویکتور افتاده بود گفتم تا داستان به واسطه اون رازها بره جلو و وارد بخش جدیدی بشه، این هم مثل همونه و اینا رازهایی بودن که قراره داستان و وارد بخش جدیدی کنن^^ ولی درکل این و کارناوال بازم با هم فرق دارن و م
۴ ماه پیشrey☆♡
0اینکه این همه. میتونی رازآلود یک رمانو بنویسی و ادم رو کنجکاو کنی برای خوندن ادامه داستان واقعا قابل تحسینه خوبه که نویسنده هایی هستن که رمان آبکی نمینویسن و ادم موقع خوندن رمان ادم لذت میبره ممنون🎀🧸🍭
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
دورت بگردم عزیزم🥹🩷 خیلی خوشحالم که خوشت اومده😭🫶 و از صمیم قلبم ممنون که همیشه انگیزه و انرژی میدی و حتی همین پیام قشنگم کلی بهم انگیزه داد😍 واقعا ممنونم ازت🥹💖
۴ ماه پیشستایش
0مرسی نویسنده جون
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
فدات😍
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
0به به ترکیب برایان و الارا🤝🤝🤝🤝🤝چه شود