پارت چهارده :

سمتم خیز برداشت و صدایش بالا رفت.
- چش‌سفید هرزه... آدمت می‌کنم!
دستش بالا رفت تا کتکم بزند که قدمی شتاب‌زده به عقب برداشتم. پایم رو موزاییک شکسته لغزید و زمین افتادم. گونه‌ی راستم لبه‌ی حوض خورد و با صدای «آخ» دردمندم، دل سنگش ذره‌ای به رحم نیامد؛ لگد محکمی به پایم زد و خم شد، موهایم را چنگ زد. بدوبیراه می‌گفت و صدای باباعطا را شنیدم.
- ولش کن پدرسگ... گمشو از خونه‌ی من برو بی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیار در رمان دیار مجنون، تبار لیلی دیار
تصویر شخصیت مه‌یاس در رمان دیار مجنون، تبار لیلی مه‌یاس
تصویر شخصیت میکائیل در رمان دیار مجنون، تبار لیلی میکائیل
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    0

    🩵🩶💜❤️🩷🤍🤎🧡💛💙

    ۳ ماه پیش
  • میم

    1

    واقعا دلیل تنفرش بی انصافی و مسخرست،مه یاسم خواهرش مثلا،پدر گناهش چیه پولدار نبوده اونا هم فوری نبوبتشو فروختن تا این بیاد خونه بفروشه 😠🥺🙏🏻

    ۳ ماه پیش
  • Ftm

    0

    پس بگو ازش متنفره نه که غیرتی بشه ولی چرا متنفره؟مگه باباش مه یاس رو از بقیه بیشتر دوس داشته ؟هر کدوم چن سالشونه که بزرگه کی کپچیک نفهمیدم

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    کم‌کم این ابهامات برطرف میشه تو پارت‌های آینده عزیزم💚❤

    ۳ ماه پیش
  • زهره

    0

    فقر و نداری مثل چاقوی بی نهایت تیز وبرندس تا شاهرگ رو نزنه ول کن نی

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    حرف حق👌👌👌💚

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    0

    عالی بود نگارجون، مثل همیشه لذت بردم. مرسی بابت این رمان قشنگ که مثل بقیه ی رمانات که خوندم و دوست داشتم، این یکی رو هم خیلی دوست دارم. قلمتون واقعا قابل تحسینه، ان شالله رمانای جدیدت رو همیشه ببینم. خدا قوت عزیزم، بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم💚❤️❤️🌹🌹

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ممنون از انرژی فوق‌العاده‌ت... همراهیت باعث افتخاره مهلاجان😍😍🥰❤😘

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    0

    با حرفایی که زد احتمال برگشتن مه،یاس زیاده...

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    احتمالا👌

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    0

    چقدر مه،یاس و باباعطا گناه دارن🥺💔

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    🥺💔

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    0

    آهان, پس مشکل یاسین با مه،یاس و باباعطا اینه

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    👌👌👌

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    0

    به به پارت جدید😍😍😍😍

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    🥰🥰🥰😍😍😍

    ۳ ماه پیش
  • Ftm

    0

    خب پول نداشته دیگه گناه که نکرده پسره بی وجود اگه مادرتو دوس داشتی میرفتی سرکار نه که خرجیتم اون بده بهانه بیاری ک جور تو رو چرا بکشم اینم شد حرف

    ۳ ماه پیش
کپی شد!