پارت پانزده :

نازگل با خوشحالی لبخند می‌زند، بی‌خبر از زلزله‌ای که در من رخ داده. می‌گوید:
- فکر خیلی خوبیه‌ها! زیادم دور نیست.
و من، قبل از این‌که بتوانم حماقت زبانم را مهار کنم، با صدایی که کمی بیش از حد بلند است می‌گویم:
- اصلاً فکر خوبی نیست!
و همه می‌چرخند و خیره نگاهم می‌کنند. شدت واکنشم کاملاً نامعمول بود، آن‌قدر که حتی اشکان هم پلک نمی‌زند.
لبخندی زورکی می‌زنم و می‌گویم:

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Sajede

    1

    هضم این اتفاقاتی که برای آرام داره میفته واقعا کار سختیه،. اما خب آرام به راحتی از پسشون بر میاد من بهش اعتماد دارم، چون خیلی دختر شجاعیه 😉

    ۳ ماه پیش
  • مری

    0

    ولی من بهش اعتماد ندارم

    ۲ هفته پیش
  • ترنم

    0

    آرامم نمیخواد با این وضعیت اون ی دونه دوستشو از دست بده،برخلاف چیزایی که خودمون میگیم که تنهایی خوبه اما به همون اندازه وحشتناک و بَده چون انسان ی فرد اجتماعیه

    ۲ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    دقیقااا تنهایی بزرگترین ترس یک انسان می‌تونه باشه..

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    آرام هم تو این شرایط حساس دیگه راهی جز این نداشت یا باید خواهش می کرد یا قیدشو میزد تا تنها بمونه..بنظرم هر آدمی کامل نیست و قرار نیس هی باهوش و زرنگ عمل کنه و ضعف هایی هم داره

    ۲ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    معلومه که داره... هیچکس کامل و بی‌اشتباه نیست🤍✨️

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    آراد ما یه علاقه هایی به آرام داره ولی اون دارای درونش که سرد و مغرور و خشنه نمیخواد خیلی زیاد عشقشو نشون بده و عقب میره هی

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    حتی آراد هم ی جورایی از لحن عاجز صداش عصبی شد درواقع کلافه شد که نکنه جلو ی نفر دیگه اینقد خودشو ضعیف نشون بده و بگه هرکاری بگی میکنم

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    راستش واقعا موندم چی بگم،اون سری آرام چون تنها بود سعی کرد خودشو قوی نشون بده و بگه دوست پسر دارم تا نشون بده تنها نیس

    ۲ ماه پیش
  • ....

    0

    ادامه: درسته درمقابل آراد اشتباه فجیعی کرد و واقعا گند زد و مجبور هم نبود دروغ دوست پسرو بگه بهرحال تو کافه یدور با مهرداد برخورد جدی داشت اما بعدش اون دروغ غیرضروری دوست پسرو گفت بعد اوایل پارت سوتیشو خوب جمع کرد اما این آخر رسما گند زد، آرام همه جا هم بد نبود و بالاخره پستی و بلندیای خودشو داره

    ۳ ماه پیش
  • ....

    0

    درسته که آرام برخلاف انتظار جلوی آراد واقعا خراب کرد اما خب دوستان واقعا نمی شه از یه انسان انتظار داشت همه جا هوشمندانه و زیرکانه عمل کنه..

    ۳ ماه پیش
  • گگگگ

    0

    اومدم بگم از این رمان خوشم میاد چون شخصیتم تا حدودی شبیه ارامه کامنتا رو که هوندم الان اینجوریم که چقد هیت(((:

    ۴ ماه پیش
  • اسمم مهم نیست

    1

    بابا جنتلمن شالش رو درست میکنییییییی؟؟؟؟ جنتلمن کی بودی توو

    ۴ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    فقط منتظرم اون روشو ببینی😂🤌🏻

    ۴ ماه پیش
  • دینا

    1

    آراد با شخصیت... 🤌🏼

    ۴ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    My Gentleman>>>>

    ۴ ماه پیش
  • Nil

    17

    شخصیت ارام خیلی حقیره! اولش که از نداشتن دوست پسر خجالت کشید و دروغ گفت ، حالا هم با حقارت تمام این حرفا رو زد... پس فعلا تا اطلاع ثانوی ازش متنفرم... حتی خود آراد هم بدش اومد! 😐😒

    ۵ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    حالا ببین پارت بعد چی کار می‌کنه با آرام و مهرداد😂😂

    ۵ ماه پیش
  • Why

    5

    اره واقعا نیاز دارم آرام یکم قوی تر و باهوش تر باشه جلوی آدمی مثل آراد نباید انقد سوتی بده

    ۵ ماه پیش
  • zar

    0

    کو پارت بعدییییی؟؟

    ۵ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    پارت ۱۶ تقدیم نگاه زیباتون شد🫠✨️

    ۵ ماه پیش
  • ela

    2

    من قبلا توی این موقعیت قرار گرفتم ، برای اینکه طرف بیشتر از این پیش نره دروغ گفت که موقع رد کردنش توی رودربایستی قرار نگیره

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    2

    فکر نکنم خجالت کشیده باشه،اونجور گفت که جلوی اراد که توی زیرزمین تنها بودن خودشو قوی تر نشون بده،مثلا اگه خواست حرکتی نشون بده بگه توی رابطه م

    ۵ ماه پیش
  • نگار

    1

    احساس میکنم دلیلی که گفت مهرداد دوست پسرشه این بود آراد کاری باهاش نداشته باشه و فکر کنه توی رابطست و بعدش هم ترسید مهرداد باهاش قطع ارتباط کنه در صورتی که از خداشه 🙄😂

    ۴ ماه پیش
  • نگار

    0

    عالی بود خیلی خوب بود عین پارت های قبل و قطعا مثل پارت های بعد عالی هست 💙💙💙💙

    ۴ ماه پیش
  • اسپایدرمن

    0

    بنظرم اگه آرام از اول چاخان به این گندگی نمیگفت الان مجبور نبود التماس کنهه🤦🏻 ♀️

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    12

    اما به نظر من اگه اراد به مهرداد میگفت ارام گفته تو دوست پسرشی،مهرداد بادمش گردومیشکست

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️