فرد باشکوه به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت چهل و نهم :
چند قاشق پر از کاسه را چشیدم. کاچی، نه آنقدر شیرین بود که دل را بزند و نه آنقدر تلخ که بهانهای برای بیحوصلگی بسازد؛ گرم بود و گرمیش بیصدا دور آدم میپیچید.
چشمهایم بازتر نمیشد، اما از همان باز و بسته کردن بیقرار پلکها، میشد فهمید که حالا دیگر خواب، مرا میبلعد، نه بیخوابی.
مهرو کنار تخت ایستاده بود؛ نه آنچنان نزدیک که نفسش به من بخورد و نه دور که دستم به دامانش
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
دقیقا! خوشحالم که این نظرات رو میبینم ممنون واقعا
۷ ماه پیشفاطمه
0عزیزی ،خانم نویسنده ❤️❤️❤️،ان شا اللّٰه همیشه خوش و خرم باشین ، ما از قلم زیباتون لذت ببریم❤️❤️❤️
۶ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
ممنون از تو
۶ ماه پیشهانیه
0چقد خوب که مهرو میتونه خشمش رو کنترل کنه من اگه جای مهرو می بودم قطعا نمیتونستم خشمم رو کنترل کنم 😁😂
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
ای بده 😂
۶ ماه پیشفاطمه ❤️
1این هم از یه چالش کوچک از زندگی زناشویی این دوتا، مهرو باید بتونه از پس خانزاده بر بیاد یانه؟!😁 آفرین دخترم یه کم زبون دراز بودن وسرتق بودن در مقابل مردا خوبه🤭
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
آره باید یه جوری خودشو نشون بده
۷ ماه پیشیاسمین
0د برو دنبالش دیگه خانزاده 😂😭
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
میره
۷ ماه پیشفاطمه
2به به ، جدال زناشویی ، وای چه بامزه بود 😂😂😂🤣🤣🤣،از این به بعد به دعوای زن و شوهری میگم جدال زناشویی ، دیار خان حتی این تلخی ها هم خوشه اگر بذاری البته ، برو کلاس کنترل خشم ،برای چی سر دختر من خالی می کنی ؟؟
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
😂😂😂 نمیدونم والا
۷ ماه پیشManiya
0نویسنده جانم خسته نباشی بی صبرانه منتظر پارت هابعدی ات هستم ❣️
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
گذاشتم لذت ببر
۷ ماه پیشفرشته
0خیلی قشنگ و جذاب😍❤️ مثل همیشه دلبر😍❤️
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
فداتم
۷ ماه پیشسعادت
0دیار خان واقعا تو روراست بودی ؟؟؟🤔🤔🤔🤔
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
🤷🤷
۷ ماه پیشمائده
1هم از اینکه مهرو داره با سیاست رفتار می کنه خوشحال شدم هم ناراحت شدم آخه منتظر بودم تو دشت نقاشی بکشه و واکنش دیار نسبت به نقاشی هاشو بخونم،خیلی منتظر خوندن مهارت مهرو تو نقاشی هستم و البته باز هم ممنونم زهرا جان🌸
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
فدات عزیزم مرسی از تو
۷ ماه پیشساناز
1از دلتنگی زیاد داری ناراحتش میکنی دیار، بچم گناه داره
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
اینم حرفیست
۷ ماه پیشمینا
2باور کن رفت از تو جنگل یه چیزی پیدا کنه واسه دیار خان
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
😂😂
۷ ماه پیشنگار
0آفرین مهرو ادامه بده که ما هم از فضولی مردیم یه کاریم به هر حال واسه ما کن😁👏🏻
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
😂😂
۷ ماه پیشروشنا
1خوبه مهرو باید یه طوری این دیار و به خودش بیاره 😅😂
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
دقیقا
۷ ماه پیشتارا
0عزیزم خسته نباشی یه پارت هدیه مهمونمون میکنی خانم گل
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
فردا صبح پارت داریم 😊
۷ ماه پیشفروغ
0به به مهرو خانم زیبا رو 😍
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
😍❤️
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
3حقیقتا اگر یازده روز از کسی مراقبت میکردم و اینطوری باهام حرف میزد ناراحت میشدم ، واقعا ک ، با خودت چی فکر کردی دیار خان ؟ که به مهرو اینو میگی ؟ هوم؟ ولی چقدر نویسنده قشنگ توی دل ی زن و مرد درونگرا و زندگیشون رو به تصویر کشیده ، هر چند شاید بنظر نرسه اما برای امروزی ها دیار درونگرا محسوب میشه