ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت سیصد و هشتاد و دوم :
غروب سراغی از بامداد برزگر گرفت؛ او که بیتوجه به درد پاهایش بابت راه رفتن طولانی چون پولی همراه خود برای هزینهی آژانس نداشت از اینسر شهر به آنسر شهر پیاده خود را به باشگاههای ورزشی رساند. هربار که سوالی از مسئول باشگاهها پرسید و پاسخ منفی شنید باز ناامید نشد و سراغ باشگاه بعدی رفت؛ اما مثل اینکه برای مبارزی چون او کاری در هیچ باشگاهی وجود نداشت، نه مدرکی داشت برای آموزش که تنه
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
آره.. شیرین با باقی قربانیها فرق داشتTT
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
0وای حال کسری...چقدر سخته دوست صمیمیت عشقت رو بکشه...وای از حال کسری
۶ ماه پیشمهسا
0مزدک واقعا شبیه ایرجه، هم عاشقیش هم دیونگیش...
۶ ماه پیشافسون
0چقدر سخته با چشم خودت مرگ عشقت و ببینی مرگ خودت و به دست خودت هم کسری هم مزدک هردو گناه دارند درسته که جلوی مزدک و نگرفت آنا شای چون انتظارش و نداشت و مزدک جون دوست بچه گیش و بگیره یا اینکه کسری نمی دونست قبل آمدنش شیرین چیکار کرد به خاطر هومن
۶ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
کسری به اشتباه با وجود اینکه متوجه وخامت حال روحی و روانی مزدک شد، شیرین رو بهش سپرد تا پای وفاداریش بمونه؛ شد جبراننشدنیترین اشتباهش..
۶ ماه پیشراز
0بچه های ناجوری همشون گناه دارن به جز ایرج ورپریده.عالی بود بانو مرسی
۶ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
ایرج به همشون یه دردی داد..
۶ ماه پیشmacani
0بیچاره کسری😶
۷ ماه پیشNil
2شیرین خیلی گناه داشت... گناه کسری از مزدک هم بیشتر بود، چون مزدک دوست بود ولی کسری عاشق.... پس باید تلاش بیشتری برای شیرین میکرد... دختری که از نظر من خوشگل ترین دختر این ناجوری بود...🥀
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
موافقم.. کسری به عنوان عاشق باید خیلی از شیرین مراقبت میکرد، ساده اونو باخت
۷ ماه پیشدریا
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
به قول بانو.. واسه اثبات اینکه پدر و پسرن هیچ مدرکی نیاز نیست، یجاها کاملا معلومه
۷ ماه پیشدریا
2بامداد تموم نشونه هایی که اونو به پدرش برسونه رو داره ولی این حقیقت دروغین که 20 سال پیش همراه مادرش مرده،باعث میشه زنده بودنش رو نتونه بپذیره و باور کنه
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
آره.. خیلی واسش غیرممکنه وقتی اینهمه سال مرده فرضش کرده
۷ ماه پیش...
2ولی بچه های ناجوری همه به غیر از ایرج خیلی گناه دارن
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
غیر از ایرج.. چون خود ایرج همه رو انقدر آزار داده
۷ ماه پیشنیا
1واقعا دمت گرم مهدیه.💜💜💜هیچکس اندازه ی تو هدیه نمیده اونم کسی که مطالعه پارتاش حداقل حداقل حداقل ۲۰ دقیقه زمان میبره.گاهی واقعا خجالت میکشم بگم هدیه بده
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
فداتشم، انرژی و ذوقی که بهم میدین رو اگه فقط میتونم با پارت جبران کنم، میتونم هرروز پارت بذارم^^🤍
۷ ماه پیشدریا
2شیرین بیچاره💔 بکش آقا کسری،چوب وفاداریت رو بخور حالا🥲
۷ ماه پیشنیا
1الان مغزم کار نمیکنه برات جملات قشنگ بنویسم و تحلیل کنم پس تحلیلم باشه برای فردا.
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0اینکه مزدک با پیام دادن شیرین دیوونه شد رو در نظر نگیریم...ولی دیالوگایی که با شیرین رد و بدل کرد خیلی حق بود...واقعا راست گفت...ولی خب مزدک توی دام عذاب وجدان مرگ شیرین میمونه...