پارت صد و هفتاد و چهارم :


-دراز بکش همین جا‌.
بابک من را روی کاناپه خواباند و به اتاق رفت.
-ببخشید میرا..با این حال نمی تونستم برم خونه ی اون ور. یه کم که بهتر بشم...
-ساکت باش ببینم! معلومه داری چکار می کنی با خودت؟
بابک دستم را گرفته بود تا فشارم را چک کند.
غر زدن های زیر لبی اش هم تمامی نداشت.
اما میرا هیچ چیز میان صورتش نشان نمی داد که بفهمم از اینکه مزاحم استراحتش شدیم، ناراحت است یا بی تفاوت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!