پارت سی و یک :

آهی کشیدم و رفتم سمتش، تنِ ظریفش رو بغل کردم و آوردمش روی تخت. همون‌طور که پتو رو تا زیر چونه‌اش بالا می‌کشیدم، اونم خودش رو مچاله کرد. نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و وقتی بهش زل زده بودم، موهاش رو زدم کنار و پیشونی‌اش رو بوسیدم. خیلی زیبا بود.

انقدر غرق تماشاش بودم که لابد زمان از دستم در رفته بود، چون چیزی نگذشت که خاویر با ذهن بهم خبر داد که دمِ دره.

دوباره پیشونی‌اش رو بو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    خیلی لذت بخش بود. ممنونم نویسنده جونم❤️

    ۶ ماه پیش
  • بهار

    2

    خوبه بازم داره میشه مثل روزهای اول 😘

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️