پارت صد و بیست و دوم :

خانه ای که فرهاد این روزها در آن ساکن بود واقع در بلوار دریا، یکی از زیباترین ساختمانهای نوساز جزیره بود که به نام همان بلوار نام گذاری شده بود. آپارتمان هنوز چیدمان کاملی نداشت. آشپزخانه مجهز به ابتدایی ترین وسایل بود و دو کاناپه ی ساده و یک میز غذاخوری چهارنفره تنها اثاث سالن پذیرایی بود. فرهاد مهمانانش را رساند و برای انجام کاری که کمی قبل تر خبرش را داده بود عجولانه از خانه بیرون رفت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادان

    0

    چه خوب شد رفت روی پیغامگیر

    ۲ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    شوکه شدن دوتایی

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️