اراذل اوباش به قلم سعیده براز
پارت بیست و چهارم :
-قول میدم به زودی یه سری آزمایش چکاپ انجام بدم، مشکلی نبود می تونیم اقدام کنیم.
اعلا کمی پکر می شود.
-اما من می خواستم...
دستش را می گیرم و به سمت اتاق می کشم.
-صبر کن گوشیمو بذارم روی بی صدا.
-مگه کسی این وقت شب زنگ میزنه؟
-نه بابا ولی یه وقت پیامک تبلیغاتی میاد از خواب می پریم، خواب زده میشیم.
-آخه جمعه و پیامک تبلیغاتی؟!
-کار از محکم کاری عیب نمی کنه، دلم می خواد یه
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
م
4ولی از شخصیت عطا خوشم میاد،قبلا نمی دونم چطوری بوده ولی اون ده سال انگار واقعا متحولش کرده و رفتارش اصلاح شده 💙
۲ ماه پیشم
3فکر نکنم ازدواجشون عاشقانه بوده باشه،آخه اعلا ارزششو داره بخاطرش از خانوادش بگذره؟ فکر کنم صنم عاشق *** دیگه ای بوده،حالا چی شده،شکست عشقی خورده و با اعلا ازدواج کرده 🤔🙏🏻
۲ ماه پیش•مریم•
2من در انتظار پارت جدید 👵🏻😂
۴ ماه پیشثنا
2خسته نباشی گلم
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون ثنا
۴ ماه پیشزینب
2احساس میکنم اعلا داره خیانت می کنه نگید نگفتم
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
🤔🤔🤔🤔شاید شایدم نه
۴ ماه پیش•مریم•
3کاش میتونستم کمک کنم پارت ها زودتر ارسال بشن
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
دورت بگردم حالا که آتش بس شده میخوام شبها بیداربمونم وبنویسم تا وظیفه امو درقبال شما خواننده های قشنگم انجام بدم😘😘
۴ ماه پیشم.ر
2دلم نیامد اذیت بشین ولی رمانتون قشنگه 😊😊
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
دورتون بگردم من اگه من وقفه ایجاد میکنم بخاطر تنبلی نیست بخداااا ذهنم بخاطرشرایط قفل میشه ومیدونم اگه دست به قلم بشم یجاهایی از رمانو سرسری مینویسم ونمیخوام رمان کیفیتش رواز دست بده ولی از هفته آینده یعنی فردا همه چیز به روال عادی برمیگرده😘😘😘😘
۴ ماه پیش•مریم•
2خیلی ممنون بی صبرانه منتظر پارت های جدیدم🥲🤍
۴ ماه پیش•مریم•
3زمان ارسال پارت بعدی زده بود3 ساعته دیگه یعنی ساعت 5 ارسال میشد ولی الان میبینم ارسال نشده زده به زودی😂😵 💫
۴ ماه پیشم.ر
3اعلا از اونایی بعد ازدواح رخ نشون میدن
۴ ماه پیشنغمه
2بی صبرانه منتظر اون روزم😁
۴ ماه پیشمینا
4عزیز کاش کمی پارت ها طولانی تر بود پارت هدیه هم که نداریم 😭 بازم ممنون عزیز
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
همین که پارتهارومیرسونم دارم خودمو میکشم بادرسهای آنلاین ۲تاپسربچه که بازور درس میخونن🥲🥲🥲
۴ ماه پیشریحانه
3من که میدونم اخر صنم و عطا باهم ازدواج میکنن یعنی باید ازدواج کنن
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
🤗🤗🤗
۴ ماه پیش•مریم•
3دیگه با این پارت مطمئن شدم که اعلا داره یک چیزی رو از صنم مخفی میکنه
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
👍
۴ ماه پیش•مریم•
4عجب آدمیه این اعلا 😐 حداقل یخچال رو پر کن سنبل خان!!
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
😅
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Rosa
0علا مارموز مولسگ داره خ.یانت میکنه