وارثان تیامات به قلم فاطمه غفوری
پارت سی و سوم :
تکرار دوباره یک اتفاق! تا به من نشان دهد چیزهایی را از خاطر بردهام که هنوز تبعاتش مرا رها نکرده.
تکیه شانه راستش را از درخت گرفت و آرامآرام به سمتم آمد اما اینبار هم لجبازی نکردم و عقب نرفتم، مسئله مهمتر از بگو مگوهای کودکانهمان بود، به علاوه... حالم وخیمتر از آن حرفها بود که بخواهم لجبازی کنم.
وقتی در فاصله دو قدمیام قرار گرفت حس کردم تمام آن صدای ناله و شیونهایی که
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه غفوری | نویسنده رمان
شایدم چندتا قاتل باشن😁 پارتای بعدی شاید بتونه به این سوالاتت جواب بده پس فعلا اسپویل نمی کنم مگه اینکه خودت بخوای😁❤️
۴ ماه پیشآذر
0ای جان یعنی بخوام برام اسپویل میکنی؟💘 نه دیگه مزه ش میپره همین طوری پیش بره خوبه اینکه کنجکاو بشی و خودت حدس بزنی....
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
آره انجام میدم ولی همونطور که خودت گفتی مزه اش به همینه که حدس بزنی😁💖
۴ ماه پیشاکرم بانو
0باز معمای جدید...خسته نباشید🌹🌹🌹🌹🖤🖤💜💜❤️🤎🩵💙💚🩷🤍
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
بله😁 مرسی عزیزم😘🩷
۴ ماه پیشفاطمه
0اووووه چه معماهای پیچیده هستن که الا باید حلشون کنه، امیدوارم هم برایان تو این راه کمکش کنه😁
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
از همون اول هم می دونست اگه بره به اون عمارت با رازها و معماهای تاریکش مواجه میشه🥲
۴ ماه پیشNil
0اهان حالا معلوم شد که اول ناتاییل مرده بعدش آلیسون.
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
یسسس😁
۴ ماه پیشNil
0کنجکاو ارتباط پدراشونم واقعا... الان مادربزرگ و پدربزرگ برایان زنده ان؟؟
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
پدربزرگش هنوز زنده ست، چون برایان وارث خانواده ست و هنوز مالک نشده
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آذر
0وای وای وای کی بوده این قاتل که هم ناتانیل رو کشته تو زندان هم بلافاصله آلیسون و پدر برایان؟!🤯 می تونه کشتن ناتانیل کار این قاتل نباشه؟ شاید ناتانیل همدست داره که الان موظف شده کارش رو ادامه بده؟!