پارت صد و چهل و چهارم :

«سرم شلوغه فعلاً.»
«اوه، حواست رو پرت کردم؟» لبخند می‌زنم. دارم لاس می‌زنم؟ شاید. مهم است؟ نه، اصلاً.
«آره.» لحنش خشن است اما سپرهایش را بالا نمی‌کشد تا ارتباط قطع شود.
«لفتش نده دیگه. یه تقلبِ کوچولو برسون.»
می‌غرد: «هر دو.»
حمله و دفاع هم‌زمان؟ جالب شد.
ریانون آرام می‌پرسد: «از میرا خبری داری؟»
سرم را به منفی تکان می‌دهم. «فکر کردی قانون رو می‌شکنن؟ مامان سریع

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!