پارت صد و چهارم :

«مثل اومدن به خونه‌ست، ولی نه کاملاً. مسئله این نیست که تغییر کرده؛ اینجا هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه. لعنتی، فکر کنم تغییر دشمن خونیِ یک کاتبه. ولی دارم می‌فهمم که این "من" هستم که تغییر کردم. دیگه اینجا جا نمی‌گیرم. دیگه به اینجا تعلق ندارم.»
نگاهش مهربان می‌شود: «آره. می‌فهمم چی می‌گی.» چیزی در صدایش به من می‌گوید که واقعاً درد بی‌تعلق بودن را می‌فهمد.
نوک زبانم است بپرسم پنج سال

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!