پارت صد و دوم :

گونه‌هایش مثل گل انار سرخ می‌شود. لیست را نگاه می‌کند و سریع در جیبش می‌گذارد: «عالیه. راستی، پروفسور مارکهام قبل از اینکه گزارش روزانه‌ش برسه رفت تا به کلاس توجیهی شما برسه. اشکالی نداره تو این طومار رو براش ببری؟»
لبخند می‌زنم: «با کمال میل.»
صبر می‌کنم تا جسینیا چرخ‌دستی را کمی دور کند و لابلای قفسه‌ها بپیچد، سپس ضربه‌ای محکم به سینه‌ی لیام می‌زنم و با صدای بلند زمزمه می

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️