جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت صد :
خواستن و تحسین کردن؟ رسماً کارم تمام است.
تایرن صدایی از گلویش خارج میکند که شبیه تأیید است. ناگهان تمام اژدهایان روی دیوار به جز اسگیل خشکشان میزند، حتی اژدهای امبر. سوارکاران هم فوراً متوجه تغییر فضا میشوند. سکوتی سنگین حیاط را میبلعد و من میفهمم که آنها حقیقت را دیدند.
ریانن دستم را چنان فشار میدهد که انگار میخواهد استخوانم را خرد کند و با خشم میغرد: «اون عوضیِ بØ
لطفا صبر کنید...
