جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت نود و هشتم :
ریدوک از پشت سرمان خود شیرینی میکند: «اون که خیلی خلاف قانون نیست.»
از روی شانه نگاه معناداری به او میاندازم: «اون افسر اجرایی بال دومه، احمق.»
ریدوک شانه بالا میاندازد و بدون ذرهای پشیمانی نیشخند میزند: «خب که چی؟ قاطی شدن با فرماندهی شاید ناپسند باشه، ولی غیرقانونی نیست.»
آهی میکشم و دوباره رو به جلو میایستم. زیر لب میگویم: «دلم واسه یه رابطه درست و حسابی تنگ شده.
لطفا صبر کنید...
