جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت شصت و هفتم :
یا شاید هم میفهمید که ما انسانها آنقدرها هم تحفهای نیستیم.
پرسیدم: «چرا من رو انتخاب کردی؟» باید میدانستم، چون به محض فرود آمدن، سیل سؤالات شروع میشد.
«چون تو اون رو نجات دادی.» سر تِیرن به سمت اژدهای طلایی کج شد و با نزدیک شدن ما، او هم دنبالمان راه افتاد. سرعتمان کم شد.
«اما...» سرم را تکان دادم. «اژدهاها برای قدرت، زیرکی و... درندگی توی سوارکارهاشون ارزش قائلن.» هیچکØ
لطفا صبر کنید...
