جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت شصت و دوم :
اما بلافاصله واقعیت مثل سیلی به صورتم میخورد؛ من قوانین این دانشکده را بهتر از هر کس دیگری از بر هستم.
مجبور است تماشا کند.
طعم تلخ صفرا گلویم را میسوزاند و سرم را با لجاجت بالا میگیرم تا این سوزش تحقیرآمیز را پنهان کنم.
خواستهی قلبی زیدن هرچه که باشد، اینجا اهمیتی ندارد. او قانوناً فقط یک ناظر است و حق هیچگونه مداخلهای ندارد.
پس قرار است جان دادنِ من تماشاچی داشته
لطفا صبر کنید...
