پارت پنجاه و یک :

گریک می‌چرخد و شانه‌های غول‌پیکرش دید امبر را کور می‌کند. هشدار می‌دهد:
«اصلاً خوشم نمیاد به کسی توی بخش من بگی متقلب. و فرمانده‌ی من خودش به هر قانون‌شکنی‌ای توی هنگ خودش رسیدگی می‌کنه.»
او کنار می‌رود و من با چشمان آبی و خشمگین امبر روبرو می‌شوم.
زیدن در حالی که خودکارش را روی دفتر نگه داشته، ابرویی بالا می‌اندازد و با حالتی که بوی چالش می‌دهد، می‌پرسد: «سورنگیل؟»

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️