جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت پنجاه و یک :
گریک میچرخد و شانههای غولپیکرش دید امبر را کور میکند. هشدار میدهد:
«اصلاً خوشم نمیاد به کسی توی بخش من بگی متقلب. و فرماندهی من خودش به هر قانونشکنیای توی هنگ خودش رسیدگی میکنه.»
او کنار میرود و من با چشمان آبی و خشمگین امبر روبرو میشوم.
زیدن در حالی که خودکارش را روی دفتر نگه داشته، ابرویی بالا میاندازد و با حالتی که بوی چالش میدهد، میپرسد: «سورنگیل؟»
لطفا صبر کنید...
