جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت چهل و سوم :
از لبه فشار میآورم، به سمت ریل تاب میخورم و میگیرمش. بلافاصله حرکتِ دست روی دست را شروع میکنم تا به بعدی برسم و بعد بعدی، تا اینکه بالاخره رها میکنم و روی اولین ستونِ آهنی لرزان فرود میآیم.
ستون به شدت میلرزد و مغزم تکان میخورد؛ میپرم روی بعدی و قبل از اینکه جای پایم محکم شود، به سمت مسیر شنیِ انتهای صعود میپرم.
اورلی درست پشت سرم است و با نیشخند فرود میآید.
«ای
لطفا صبر کنید...
