جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت هجده :
دین سر تکان میدهد: «سگیل. یه اژدهای دمتیغیِ آبیه. خیلی وحشیه. ببین، کِث (اژدهای دین) هم وقتی قاطی کنه خطرناکه، ولی حتی خودِ اژدهاها هم از سگیل حساب میبرن.»
به دین خیره میشوم. چقدر عوض شده.
میپرسد: «چیه؟»
شمرده میگویم: «تو با یه اژدها پیوند بستی. جادو داری. درها رو باز میکنی. فرمانده شدی. سخته باور کنم تو هنوز همون دینی.»
گاردش باز میشود. آستینش را بالا میزند و نشان
لطفا صبر کنید...
